دکترمحموداحمدی نژاد: مشایی در سمت معاون اولی خواهد ماند مشایی از مدیران مومن، دلسوز ، ولایی و خلاق ایران می باشد
از پنجشنبه شب که مهندس اسفندیار رحیم مشایی به سمت معاون اول رییسجمهور منصوب شد تاکنون فشارهای سنگین به دولت وارد شد و برخی به شایعهسازی در مورد استعفا و عزل مشایی از سوی مقامات عالیرتبه پرداختند در حالی که دکتراحمدی نژاد با تاکید بر ولایی بودن مشایی، در مقابل این شایعهسازان ایستادند.
رئیس جمهور درباره شایعات مربوط به استعفای آقای مشایی از سمت معاون اولی رئیس جمهور، گفت: آقای مشایی از مدیران ...
برای خواندن متن کامل به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید
در آستانه بعثت و ولایت قرار داریم. این حادثه مبارك به راستى انفجار نور در قلب تاریكىها و فریادى در خاموشىها و هشدارى در اوج غفلتها بود. عظمت و اعجاز این حركت بزرگ و توفنده را مىتوان با مطالعه كارنامه جهان پیش از بعثت به دست آورد.
قرن ششم میلادى را باید عصر حاكمیت سیاهى و تباهى نامید، چرا كه در آن زمان ابرهاى متراكم نادانى، سایه شوم و سنگین خود را بر زندگى بشر افكنده بود و جوامع آن روز در تنگناهاى اقتصادى و اجتماعى مرگبارى قرار داشتند، لیكن سنت تاریخ و قانون طبیعت و مشیت حق تعالى، همواره به اثبات رسانیده كه در چنین مقاطع حساس و یأس آور است كه روشنایى و امید از اعماق ظلمت و یأس پیدا مىشود و بهار سبز و خرم از دل زمستان سرد و بىجان متولد مىگردد.
در عصرى، پیام روح بخش بعثت رسول اكرم صلی الله علیه و آله بر كالبد افسرده و مرده جهان دمیده شد كه پانصد سال و به نقلى هفتصد سال از ظهور عیسى بن مریم گذشته بود. در این فترت و فاصله ممتد كسى به پیامبرى مبعوث نگردید،جهل و ظلم بر سراسر گیتى حكومت مىكرد و جنگ نامعقول ایران و روم نابسامانىها و افسردگىهاى فراوانى به بار آورده بود.
شاعر دانشمند، نظامى گنجوى اوضاع راچنین ترسیم مىكند:
|
نشد اندر آن مدت دیر باز | |
|
به تاج رسالت سرى سرفراز |
|
|
به محراب طاعت قدى خم نشد | |
|
كسى در عبادت مصمم نشد |
|
|
نَزَد كس به راه شریعت قدم | |
|
نشد چشم كس تر ز اشك ندم |
|
|
چنین بود اوضاع عالم خراب | |
|
كه ناگه بر آمد برون آفتاب |
آرى، مشیت الهى بر این بود كه از گریبان تاریكى، سپیده شكافته شود و آفتاب تابناك نیّر اعظم و فخر بنى آدم،حضرت محمد بن عبد الله صلی الله علیه و آلهطلوع كند.
امام على علیه السلام مىفرماید: خداوند متعال پیامبر اسلام را هنگامى فرستاد كه از عصر پیامبران پیشین مدت زمان بسیارى سپرى شده بود و ملتها در خواب عمیقى فرو رفته بودند. فتنه و فساد، جهان را از كران تا كران فراگرفته بود و اعمال زشت و پلید رواج محسوسى داشت. آتش جنگ همه جا شعلهور بود و دنیا،چهرهاى بىفروغ و پر از مكر و فریب به خود گرفته بود. برگهاى درخت زندگى زرد و پژمرده گشته و از میوه آن خبرى نبود. آب حیات [معنوى و اخلاقى] فرو خشكیده و نشانههاى هدایت،كهنه و خراب، و پرچم هدایت،سرنگون گشته و بیرقهاى پستى و گمراهى همه جا در اهتزاز بود. زندگى با سیمایى كریه و عبوس با اهل دنیا روبرو بود. میوه درختش، فتنه و خوراكش،مردار و بر دلهاى مردم وحشت و اضطراب و بر برون آنان شمشیر حاكم بود.(1)
پس از رحلت رسول اكرم صلی الله علیه و آلهوحى منقطع شد،ولى بعثت همواره پویا بود و به حركت خود ادامه مىداد. پیامبر اكرم در عصر بعثت، دین را تبیین و تمام عوامل سعادت و بدبختى را براى جامعه بیان كرد و تحولى در جهان به طور كلى و در جزیرة العرب به گونه اخص ایجاد نمود. یكى از دانشمندان غربى مىنویسد: "اگر من در قرن بیستم در مقابل پیشوایان دانش اروپا با صداى بلند بگویم: روح حضرت محمد بزرگترین روحى است در میان بشر كه از بدو پیدایش وى تا امروز شخصیتى همانند او پیدا نشده است،كسى نمىتواند در صحت گفتار من تردید كند و اگر كسى در این سخن تردید نماید، مىگویم در جهان مردى را نشان دهید كه به تنهایى در یكى از این امور موفق شده باشد:
1 ـ ملتى را مانند ملت عرب كه به قبایل مختلف منقسم و دشمن یكدیگر بودند،متحد كند؛
2 ـ رذایل موروثى ملت را نابود ساخته و آنان را به فضایل بیاراید؛
3 ـ عقاید باطل و خرافى را از میان ملتى بردارد و آنان را به دینى معتقد كند كه تا امروز در عالم،توسعه و انتشار روز افزون داشته و در آینده انتظار آن هست كه بر همه ادیان جهان غالب آید؛
4 ـ قانونى براى زندگى و نجات بشر بیاورد كه ملت دور افتاده عرب را در سایه آن قانون بر دنیا سیادت دهد.(2)
به بركت بعثت نبى مكرم اسلام صلی الله علیه و آلهبود كه علم و دانش عمومى شد و از انحصار شاهزادگان و مؤبدان و درباریان در آمد. حكومتى مبتنى بر عدل و داد و مردم سالارى دینى بر پا شد كه به فرموده قرآن: "لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْط" پیامبران با دلیل و برهان و معجزه و كتاب آمدند تا مردم خود به پا خیزند و قسط و عدالت را جارى سازند.
پیامبر اكرم با داشتن مقام ولایت و امامت،محتواى بعثت را پیاده كرد و با ایجاد عالىترین شكل حكومت، به بعثت تداوم بخشید. در خطابهاى كه در حجة الوداع ایراد كرد و حضرت على علیه السلامرا به عنوان جانشین بعد از خود منصوب كرد،حیات مجددى در كالبد بعثت دمید كه پس از امام على علیه السلاماین حركت به وسیله فرزندان معصومش ادامه یافت تا عصر غیبت كبرى فرا رسید.
حركت پر بركت بعثت به یارى اهلبیت پیامبر تا عصر غیبت تداوم یافت و هم اكنون نیز به یمن علماى اسلام و مراجع تقلید كه نواب عام آن حضرت مىباشند،همچنان پیش مىرود تا منجى بشریت،موعود ملل، امام زمان(عج) ظهور نماید و دنیا را از عدل و داد لبریز سازد و احكام روح بخش اسلام را از كران تا كران حاكم قرار دهد.
پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: "اگر از عمر دنیا جز یك روز باقى نماند،خداوند متعال آن روز را به قدرى طولانى خواهد كرد تا مردى از اهلبیت من كه نامش هم نام من و كنیهاش مانند من است، خروج و قیام كند: یَمْلأ ُاللّه بِه الأَرْضَ قِسْطَاً وَ عَدْلاً بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً."(3)
همان گونه كه بعثت پیامبر اكرم در بدترین عصر تحقق یافت،ظهور حضرت حجت(عج) نیز در هنگامى است كه ظلم و جور و یأس و نومیدى جهان را فراگرفته باشد. در آن زمان از اسلام جز اسمى و از قرآن جز درسى باقى نمىماند. ابى بصیر از امام صادق علیه السلام نقل مىكند كه فرمود: "به خدا سوگند گویا مىبینم كه بین ركن و مقام، بر كتاب و برنامه جدید از مردم بیعت گرفته و بر ملت عرب سخت مىگیرد. آن گاه فرمود: وَیْلٌ لِطُغاةِ الْعَرَبِ مِنْ شَرٍّ قَدْ اِقْتَرَبَ؛واى بر سركشان ملت عرب از شرّى كه تحقیقاً به زودى آنان را فرا خواهد گرفت."(4)
1ـ نهج البلاغه دشتى،خطبه 89.
2 ـ به نقل از : مكتب اسلام، شماره پنجم،سال اول، ص 22.
3 ـ سنن ابى داود،ج 4، ص 107/كنز العمال، ج 14،ص 264.
4ـ بحار الانوار، ج 52،ص 135/ ینابیع المودة،ص 489.





نمازجمعه این هفته دانشگاه تهران راهاشمی رفسنجانی اقامه می کند
برای حفظ وتحکیم انقلاب اسلامی گرچند راضی به آمدنش نیستیم ولی خود شرکت کرده وتوطئه ها ونقشه های دشمن را بر آب می کنیم ....پس وعده ما جمعه ۲۶ تیرماه نمازجمعه دانشگاه تهران
انالله و انا الیه راجعون
ملت نجیب اما کمی تا قسمتی عجیب ایران
این آخرین بیانیه من است و از این پس با زبان دیگری، شاید انگلیسی با شما سخن بگویم. به من پیغام دادهاند که فتیله را بکش پایین و کوتاه بیا اما نچ، من آن رگم که بگیرد هیچکس جلودارم نیست. من از حق شما مردم بگذرم، از حق منافقین، چاقوکشها و گروهبان قندلی نمیگذرم. من به نشانه اعتراض و وفاداری به آرای شما در مراسم افتتاحیه جام جهانی 2010 در آفریقایجنوبی که در ورزشگاه المپیک ژوهانسبورگ برگزار میشود شرکت میکنم ولی پشتم را میکنم به مراسم. این اثرش بیشتر است.
ای ملت ایران
من به این بازداشتها و بازداشتهایی که مجددا قرار است بشود و بازداشتهایی که قبلا شده و حتی بازداشتهایی که نشده کلا اعتراض دارم. از نظر من همه حق دارند به قصد تشویش اذهان عمومی یا به هر قصد و نیت دیگری نشر اکاذیب کنند. اینها که هیچ، من حتی به بازداشت قاتل دوچرخهسوار، خفاش شب، پلنگ روز، ببرهای تامیل، گوسفندهای مدرسه آلپ، شهلا جاهد و شهرام جزایری اعتراض دارم.
آهای ملت شریف
من به نشانه این اعتراض قصد داشتم یا یک حزب تشکیل دهم یا یک تیم فوتبال. حزب را بیخیال شدم و از آنجا که این روزها هر کس از خانهاش قهر میکند یک تیم در لیگ برتر درست میکند، من هم قصد دارم یک تیم درست کنم. اغلب هم از بازیکنان مسالهدار و مغایر با منشور اخلاقی استفاده میکنم. با کاپلو مذاکراتی کردهام که اگر درباره رقم قرارداد به توافق برسیم، پیوستن فابیو کاپلو به تیم قطعی است. البته مشکل دیگری که در راه این قرارداد وجود دارد، این است که کاپلو میخواهد از همان ایتالیا و با استفاده از اینترنت، تیم را کُچ کند. کاپلو در انتخاب دستیارانش مختار است و ما به او در این باره اختیار تام دادهایم.
ظاهرا کاپلو میخواهد از مجتبی محرمی و عابدزاده استفاده کند. ما بنا داریم اگر کاپلو به ایران نیامد خودمان به نزد کاپلو برویم و اگر شد به جای لیگ برتر در «سری A» بازی کنیم که این نیازمند تخصیص منابع لازم است. بازی در«سری A» و مسابقه با حریفانی مثل آثمیلان، یوونتوس، آ.اس.رم، کالیاری، اینترمیلان و اون ترمینال ما را مجبور میکند که در فصل یارگیری، با دقت بیشتری عمل کنیم. ما بنا داریم مسی را از بارسلونا، رائول را از رئال، از چلسی دروگبا، از یوونتوس دلپیرو، از میلان اینزاگی، نیکبخت واحدی را از تراکتورسازی، امیرشیخ جونی و اکاتا از کوثر لرستان، کاکرو از تیم میوا و ایشی را از تیم شاهین به استخدام دربیاوریم. سعی میکنیم تیم را با هزینه بخش خصوصی ببندیم و اسپانسر تیم هم شهرام جزایری است.
البته با این وضعیت فوتبال، کسی که با پول شخصی به تیمداری روی میآورد، مغز […] خورده است ولی خب! یک عده عاشق سرمایهگذاری در ورزش هستند و دوست دارند با توسعه ورزش قهرمانی، پرچم ایران را در آن بالابالاها به اهتزاز درآورند. شما ببینید، جوانی که میآید در استادیوم فوتبال نگاه میکند، دست به خیلی از خلافها مثل کشیدن شیشه، شکستن شیشه و پرت کردن شیشه نوشابه، دلستر و ایستک با طعمهای مختلف میزند و با خالی کردن هیجان خود در ورزشگاه، از نظر روانی، تخلیه میشود. در اینجا جا دارد خاطرنشان کنم که ما بنا داریم با همکاری بخش خصوصی، سازمان تربیت بدنی و حزب اعتماد ملی نخستین ورزشگاه 300 هزار نفری (به تعداد آرای کروبی) را در محلی به وسعت چند هکتار تاسیس کنیم. ما یک هدف کوتاهمدت داریم، یک هدف میانمدت، یک هدف درازمدت و یک هدف خیلی درازمدت. قهرمانی در «سریA» هدف کوتاهمدت ماست. ما بنا داریم با خریدن داور، جرزنی، شعبدهبازی و جادوگری به این مهم برسیم.
هدف میانمدت ما آزادی بازداشتشدگان اخیر و هدف درازمدت ما فتح قله اورست است. هدف خیلی درازمدت ما هم رفتن به جام جهانی و دفاع از آبروی فوتبال ایران است. ما به رسیدن به این اهداف فکر میکنیم و این کار را با وجود حمایتهای شما مردم که سرمایههای اصلی ورزش ما هستید، بعید نمیدانیم. ما حساب عده معدودی تماشاگرنما را از حساب تماشاگران خوب و فهیممان جدا میکنیم و البته از زحمات نیروهای نظامی و انتظامی، صداوسیما، نودال، امپکس، اورژانس، آمبولانس، تدارکات و اون یاروها که برانکارد را حمل میکنند، تشکر میکنیم و اگر اسم کسی از قلم افتاد یا اسم کسی را فراموش کردیم بیاوریم یا اسم طرف یادمان بود اما دلمان نخواست که از وی تشکر کنیم یا هر چی، خلاصه در جوانی پاک بودن شتری است که در خانه هر کسی میشود روزی گلستان غم مخور.








استاد عزیز آقای زمانی شعری ستودنی در حال و هوای این روزها و نماز جمعه گذشته مقام عظمای ولایت بیان داشته اند که بسیار زیباست :
![]()
ديشب اين طبع، بيقرار شما
خواست عرض ارادتي بكند
دست كم از دل شكستهتان
واژههايم عيادتي بكند
***
چشم بد دور، عمرتان بسيار
كس نبيند ملالتان آقا!
ما نمرديم خون دل بخوري
تخت باشد خيالتان آقا!
***
چيست روباه در مصاف شير؟!
چه نيازي به امر يا گفته؟!
تو فقط ابرويي به هم آور
ميشود خواب دشمن آشفته
***
هست خاموشيات پر از فرياد
در تو آرامشي است طوفاني
«الذي انزل السكينه» تو را
كرده سرشار از فراواني
***
واژهها از لبت تراويدند
پرصلابت، پرعاطفه، پرشور
آفريدند در دل مردم
عزت، آمادگي، حماسه، حضور
***
اين حماسه همه ز يمن تو بود
گرچه از آن مردمش خواندي
رهبرا! تا ابد ولي محبوب
در دل عاشقان خود ماندي
***
سهم دلدادگان تو سلوي
قسمتِ دشمنان تو سجيل
رهبري نيست در جهان جز تو
كه ز امت چنين كند تجليل
***
نسل سوم چو نسل اول هست
با شعف با شعور با باور
جاري است انقلاب چون كوثر
هان! «فصل لربك وانحر»
***
گرچه در باغ سينهات داري
لطفها، مهرها، محبتها
گفتي اما نميروي چو حسين
تا ابد زير بار بدعتها!
***
ناگهان در نماز جمعه شهر
عطر محراب جمكران گل كرد
بغض تو تا شكست بر لبها
ذكر يا صاحب الزمان (عج) گل كرد
***
جان ايران! چه شد كه جانت را
جان ناقابلي گمان كردي؟!
آبروي همه مسلمانان
اشك ما را چرا درآوردي؟!
***
جسم تو كامل است، ناقص نيست
ميدهد عطر يك بغل گل ياس
دستت اما حكايتي دارد...
رَحِمَ اللهُ عَمِي العباس!