تبليغاتX
دسا - تشنگی ازدید شهدا

شهيد سيد مرتضي آويني

شلمچه گرم است، به گرماي کربلا، و لفظ گرم هرگز به گرماي کربلا نيست، شلمچه از گرم هم گرم‌تر است. آفتاب تشنه است، سايه هم تشنه است، و در آن گرما حتي يخ هم تشنه است. سايه‌اي نيست که تن‌ها را پناه دهد، و اگر هم باشد تو خود را به سايه مسپار، چشم‌ها مي‌سوزد. پلک‌ها سنگين و روح خوش دارد، که تن را در اين گرما واگذارد و خود به عالم خواب بگريزد، عالم خواب گرم نيست و تشنگي را نيز در آنجا راهي نيست.

شهيد احد رضا احمدي

وقتي زمين تفتيده کوير از شدت تشنگي بيهوش شده بود، و آفتاب بي رحم،‌ تمامي شعاع‌هايش را به کوير دوخته بود، پيکر کوير آرام از درز چشمان بي‌رمقش قامت بلند خورشيد را ورانداز کرد و زير لب آفتاب را نفرين نمود. آري اي آب، وقتي ريشه‌هاي خشکيده بوته‌هاي صحرا در انتظار قدومت بي‌حال شدند و کم‌کم از آمدن تو نااميد، آن هنگام که دنيا برايشان تيره و تار بود، (اي آب) نبودي که ببيني که چگونه رخسار اصغر (ع) از فرط تشنگي دگرگون شد، نبودي که ببيني چگونه حسين (ع) را به حلقومي خشکيده آن هم خشکيده تر از روح کوير کشتند

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 11:9 توسط دلسوختگان اهل بییت(ع) |