<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>دسا</title>
<link>http://desa.blogfa.com/</link>
<description>دل سوختگان اهل بییت(ع)</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 07 Dec 2009 04:48:34 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>مصاحبه با سردار نقدی راجع به حوادث اخیر</title>
<link>http://desa.blogfa.com/post-42.aspx</link>
<description>با وجود اینکه صبح روز گذشته یک نشست خبری با اصحاب رسانه‌ها داشت، وقت مصاحبه اختصاصی به «خبر» داد.&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;سردار دکتر محمدرضا نقدی رئیس سازمانی شد که محور توسعه و پیشرفت در سازماندهی آن جایگزین محور تهدید شده است. همیشه همراه با چفیه در رسانه‌ها حاضر می‌شود. آنچنان چفیه را بر گردن می‌اندازد که نشانی از نظامی بودنش پیدا نیست، ‌جز کلاه نظامی که جلوی دستش روی میز قرار دارد و شاید قرار است این عمل آغازی برای رویکرد جدید در بسیج باشد. فرمانده جدید بسیج اصرار دارد که پایه‌گذار رویه و رویکرد جدید در بسیج باشد. وی قصد دارد چهره‌ای دیگر از بسیج ترسیم کند، همان‌طور که در گفت‌وگو با ما کارکرد‌های مختلف و جدیدی برای اقشار مختلف بسیج تشریح می‌کند.&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://4.bp.blogspot.com/_Nls90OP2nGQ/SnzN9NKVIlI/AAAAAAAAAs0/76j4Q269Uds/s400/2009_5_20&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یکی از نشانه‌های آن همین است که به جای حضور در ساختمان فرماندهی بسیج در ساختمان مرکز همایش‌های فرهنگی و هنری بسیج پذیرای ما برای گفت‌وگو می‌شود. رئیس بسیج مستضعفان که از تیغ شایعات مربوط به انتخابات در امان نبود، در خصوص انتخابات نظرات منحصربه‌فردی دارد. وی انتخابات را تمام شده دانسته و معتقد است چون تمام نامزدان انتخابات ریاست جمهوری مدعی بودند بسیجی‌اند، پس شرکت‌کنندگان در انتخابات همگی بسیجی‌اند. سردار نقدی معتقد است که هر کجا که بحث دفاع از انقلاب و ارزش‌های آن پیش‌ آید بسیج وارد صحنه خواهد شد و از این کار ابایی نخواهد داشت. گفت‌وگوی صریح و بی‌پرده ما با سردار محمدرضا نقدی رئیس سازمان بسیج مستضعفین درخصوص مسائل مربوط به بسیج و سپاه و حوادث بعد از انتخابات را بخوانید:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;سردار نقدی! قبل و هنگام انتخابات ریاست جمهوری اخیر بحث‌هایی راجع به حضور نیروهای نظامی در سیاست مطرح شد و بعضاً برخی از نهادهای نظامی اطلاعیه‌هایی هم صادر کردند. سؤال من از شما این است که بالاخره سپاه و بسیج باید در سیاست دخالت کنند یا نه؟&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;سیاست لایه‌های مختلفی دارد. یک لایه از سیاست دفاع از اصول و ارزش‌های انقلاب است. بدون شک سپاه و بسیج در این لایه از سیاست دخالت می‌کنند و وظیفه‌شان هم این است. طبق قانون اساسی پاسداری از قانون اساسی وظیفه سپاه است. در بحث انقلاب و ضدانقلاب، مواضع انقلاب، ‌مواضع ولایت و رهبری، در مقابل ارزش‌های قانون اساسی و جریانی که بیایند پرچم علم کنند بسیج و سپاه باید دفاع کند. قانون اساسی به ما می‌گوید که دفاع از مظلومین عالم میثاق مشترک ما است. اگر کسی بیاید بگوید که چه کسی گفته دفاع از مظلومان عالم، ما می‌خواهیم از ظالمان عالم دفاع کنیم، این مقام فاقد ارزش‌ها است. کسی که می‌آید و از آمریکا پول می‌گیرد و بعد علیه فلسطینی‌ها تبلیغات می‌کند معلوم است که دشمن ما است و ما با وی مخالفیم. مخالفت‌مان را هم صریح و با صدای بلند فریاد می‌زنیم. هیچ ابایی هم نداریم. اما یک لایه از مسائل سیاسی درگیری‌های سلیقه‌ای درون نظام است. دو گروه با هم اختلاف سلیقه دارند. مثلاً اختلاف درخصوص اجرای هدفمندکردن یارانه‌ها که ما در این گونه موارد به شکل سازمان یافته دخالت نمی‌کنیم. این جا دو حالت پیش می‌آید. یک حالت غیرسازمان یافته است که شامل آحاد بسیج می‌شود و بسیجیان هم مثل همه مردم حق دارند اظهارنظر کنند و ما قادر نخواهیم بود مانع اظهارنظر آنان شویم. اما به عنوان یک سازمان وارد مسائل سلیقه‌ای و جناح‌های درون نظام نمی‌شویم. ولی در برون نظام و مقابل دشمنی با نظام چه سیاسی باشد، چه فرهنگی باشد چه اقتصادی، به عنوان تشکلی که طبق قانون اساسی وظیفه‌اش پاسداری از انقلاب اسلامی است وارد صحنه می‌شویم و از انقلاب اسلامی حمایت می‌کنیم. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;من در سؤالم اشاره کردم بحث ورود بسیج و سپاه در سیاست در هنگام انتخابات مطرح شد. باید گفت که در زمان انتخابات بحث دفاع از انقلاب و ضد انقلاب مطرح نبود بلکه انتخابات با توجه به سازوکار قانونی‌اش یک رویداد داخل نظام محسوب می‌شود، در این موقعیت پاسخ شما چیست؟ &lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;من در موقع انتخابات در سپاه نبودم تا جزئیات را بدانم و همانند یک شهروند به خاطر مسئولیتم سرگرم کارهای دفاعی بودم و حتی در واحد‌های فرهنگی یا اطلاعاتی که این بولتن‌ها را بیشتر می‌خوانند و حواسشان جمع است، نبودم تا جزئیات را بدانم و اظهارنظر کنم. طبیعتاً اگر خلافی از سپاه سر می‌زد رهبر معظم انقلاب به عنوان فرمانده کل قوا تذکر می‌دادند و مانع آن می‌شدند. به نظر من نباید خلافی مبنی بر وارد شدن سپاه در مسائل جناحی اتفاق افتاده باشد. ممکن است که فردی در گوشه‌ای کاری کرده باشد ولی به کلیت سپاه باز نمی‌گردد. در هر صورت آن چیزی که مسلم و محرز است بنای ما است. بنای ما این است که در مسائل سیاسی که دفاع از انقلاب است وارد شویم و اگر بخواهیم وارد سیاست به معنای دفاع از ارزش‌های انقلاب نشویم یک بعد از شخصیت خود را از دست خواهیم داد. بالاخره بحث سیاست عین دیانت است، یعنی اینکه اگر جایی که باید وارد شوم و از ارزش‌های اساسی دفاع کنم، وارد نشوم یعنی دینم از دست می‌رود. فلذا در آن جا وظیفه همه است. مثلاً یک گروه در خیابان اتوبوس آتش می‌زنند، ‌مسجد آتش می‌زنند، به بانک‌ها حمله می‌کنند و شعار علیه مقدسات و ارزش‌های انقلاب می‌دهند. اگر مخالفت‌شان با رئیس‌جمهور است چرا شعارهایشان علیه رئیس‌جمهور نیست؟ چرا به مسجد حمله کردند؟ باید به مقر رئیس‌جمهور حمله می‌کردند. بنابراین باید گفت که آنان مخالف ارزش‌های انقلاب‌اند. علیه این گروه نمی‌شود سخنی نگفت به این بهانه که به دخالت در سیاست در اینجا ارزش‌ها هدف‌گیری شده است. وقتی که در ماه مبارک رمضان در انظار عمومی روزه‌خواری گسترده انجام می‌شود، باید پرسید که این گروه با کدام یک از ارزش‌ها سازگار‌ند؟ به کدام یک از سلایق درون نظام پایبندند که ماه رمضان علنی روزه‌خواری می‌کنند و علیه ارزش‌ها و فلسطین شعار می‌دهند؟ روز قدس خبرنگار قطری جلوی من را گرفت و گفت نظر شما در مورد اینکه این‌ها می‌گویند نه غزه نه لبنان چیست؟ چه بگویم. بگویم که این‌ها درون نظام‌اند. گفتم مردم ما در 1354 که اصلاً نظام اسلامی هم نبود در ورزشگاه شهید شیرودی الان- امجدیه وقت- بازی ایران و اسرائیل آنجا برگزار بود تیمسار خسروانی رئیس پلیس کشور درب ورزشگاه را بست و به هیچ کس هم بلیت نفروختند. چون از میزان تنفر مردم نسبت به اسرائیل خبردار بودند. مردم جمع شدند و درب ورزشگاه را شکستند و حدود چهل و چهار هزار نفر وارد ورزشگاهی شدند که سی هزار نفر بیشتر جمعیت جا نمی‌شد. وقتی که ایران مسابقه را دو یک برد مردم کنار ورزشگاه کت‌های خود را به نشانه خوشحالی آتش زدند. ریختند خیابان و جشن گرفتند. این حادثه زمانی اتفاق افتاد که نه مردم فیلم‌های جنایت‌های اسرائیل را دیده بودند و نه خبر داشتند که در فلسطین چه خبر است. حالا کسی بیاید علیه این‌ها شعار بدهد یعنی علیه ارزش‌ها و علیه تمام آن احساسات تاریخی مردم ایران شعار داده است. ما این‌ها را درون سلایق نظام نمی‌بینیم. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;درخصوص رویکرد جدید بسیج سؤال من این است که دقیقاً بسیج مستضعفین قصد ورود به چه نوع فعالیت‌هایی را دارد. مثلاً اگر وارد اقتصاد شود چه تضمینی وجود دارد که دچار آسیب نشود؟ &lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;بسیج به آن معنا وارد اقتصاد نخواهد شد. یعنی اینکه اگر وارد اقتصاد شود به کمک معیشت مردم می‌آید. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;چطور؟ &lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;یعنی اصناف بسیجی را تهییج می‌کند که هزینه جهیزیه خانواده‌های محروم را تأمین کنند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;این فعالیت‌ها پیش از این هم توسط بسیج انجام می‌گرفت؟&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;قبلاً در بسیج نبود. در کمیته امداد امام خمینی(ره) بود. اما به شکل بسیجی و گسترده نبود. مثلاً ما بیاییم همین کاری که توسط بسیج سازندگی در روستا‌ها انجام می‌شود را گسترده کنیم، بروند به اقشار مختلف مردم برسند. خانه‌های آنان را تعمیر کنند، مدرسه‌های آنان را آباد کنند. حضور بسیج در اقتصاد به معنای ورود در بورس و آمدن در اقتصاد و خرید و فروش و تجارت و... نیست، بلکه به معنای کمک به تکمیل کار نهاد‌های کشور است. مثلاً الان وزارت مسکن برای تولید مسکن توانی دارد، مهندسان بسیجی با هم جمع شوند و بیایند بگویند که ما فلان اقدام را انجام می‌دهیم که توان شما این قدر برابر شود. مثلاً نقشه‌اش را برای محرومین رایگان می‌دهیم، نظارت‌هایش را رایگان می‌کنیم. بازاری‌ها می‌گویند که مثلاً ما تیرآهن‌هایش را با تخفیف می‌دهیم. بسیج روستاها کارگر رایگان تأمین می‌کند که این تعداد ساختمان برای محرومین بسازند. بسیجی‌های روستا می‌گویند که ما به جای نگهبانی می‌آییم برای ساختن خانه محرومین روستا کارگری می‌کنیم. معنای این امر مشارکت است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;اجازه بدهید برگردیم به انتخابات و حوادث پس از آن. عده‌ای معتقدند ما در مورد جمعیت معترضان به انتخابات (که اسمش را جمعیت سبز گذاشته‌اند) دچار بزرگنمایی شده‌ایم. ارزیابی شما چیست؟&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;آنچه که الان به این عنوان مطرح شده یک گروه و جریان نیستند و افراد آن هیچ وجه مشترکی ندارند. تنها وجه مشترک شان رنگ است. اصول، اعتقادات، ارزش‌ها، ‌هدف و...شان مشترک نیست. شما می‌توانید بگویید که هدف‌شان چیست؟ نمی‌توانید بگویید. تشکیلاتی که وجه اشتراک‌شان یک رنگ باشد خیلی توخالی خواهد بود. مولوی می‌گوید : «عشق‌هایی که از پس رنگی بود عشق نبود، عاقبت ننگی بود.» یعنی دنبال رنگ راه افتادن آدم را به جایی نمی‌رساند. کمونیست، ‌سلطنت طلب، ساواکی، برانداز و. . . همه چیز مخلوط‌اند. به عده‌ای شان می‌گوییم برانداز، می‌گویند که چرا گفتید برانداز. می‌گوییم اگر برانداز نیستید پس این شعارها و رفتارها چیست و اگر قصدتان براندازی است چرا معتقد هستید که نگوییم برانداز. بنابراین در مجموع این تشکیلات اصالت ندارد. پاشیده است. اصلاً در تاریخ تشکیلاتی نبوده که تنها وجه اشتراک‌شان رنگ باشد. این تشکل یک تشکل رسانه‌ای است که به تدریج و به مرور زمان استحاله می‌شود و از بین می‌رود. هرگز چنین تشکلی نمی‌تواند پایدار باشد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;پس دلیل برخورد سفت و سخت با چنین تشکیلاتی چیست؟&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;چه برخورد سفت و سختی شده است؟ &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;مثلاً برخوردی که در تجمعات روز سیزده آبان با آنها شد؟ حتی اگر کارشان قابل دفاع نباشد.&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;چه برخوردی؟ چند نفرشان کشته شدند؟ بروید میدان تیان آنمن چین را ببینید دولت چین چه کار کرد. در تبت چه کار کردند. در آمریکا چه کار کردند. در سیزده آبان تنها لباس دو نفر پاره شد. چند نفر کشته شدند که مثلاً برخورد سفت و سختی شده باشد؟ نه! برخورد سفت و سختی نشد. اتفاقی نیفتاد. چند نفر آمدند و شعار دادند. خودشان هم خسته شدند و رفتند. اتفاق خاصی نیفتاد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;برخی معتقدند که حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری در جامعه معضلاتی را دامن زد. شما چه اندازه با این نظر موافقید؟&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;بله! توهماتی برای برخی از اقشار جامعه ایجاد کردند به عنوان تقلب. البته هر چه توضیح داده شد مردم بیشتر متوجه آن شدند و بیشتر روشن شدند. این‌ها ادعا دارند که اکثریت مردم به فرد دیگری جز رئیس‌جمهور رأی دادند در حالی که در همین سفرهای استانی استقبال از رئیس‌جمهور را مشاهده می‌کنند. مردم از رئیس‌جمهوری که به وی رأی ندادند استقبال می‌کنند؟ &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;فکر می‌کنید چرا حوادث پس از انتخابات به وجود آمد؟&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;ما مسئله انتخابات را بیش از اندازه بزرگ کردیم. اینکه کاندیدایی رأی نیاورده که آسمان به زمین نیامده، کاندیداهای انتخابات اخیر به جز یک نفر که حرف از مخالفت با قانون اساسی می‌زد و کمتر از آرای باطله رأی آورد، ‌سایرین می‌گفتند ما انقلابی هستیم و به آرمان‌های امام (ره) پایبندیم. مطیع ولایت هستیم. بسیجی هستیم. برای این مسابقه داشتند که ثابت کنند که کدام یک بسیجی‌تر‌ند. حالا یک نفرشان رأی آورد و بقیه رأی نیاوردند پس منظور و مقصد افرادی که به این‌ها رأی دادند به جز فردی که کمتر از آرای باطله رأی آورد، در چارچوب نظام بود. چون تمام این نامزدها گفتند که ما بسیجی هستیم و صریحاً بر آن تأکید داشتند. فلذا مردمی که رأی دادند پذیرفتند که دارند به یک آدم بسیجی و درون نظام رأی می‌دهند. پس دغدغه مهمی نیست که چه کسی رأی آورد و چه کسی رأی نیاورد. بنابراین نباید این مسئله را اینقدر در رسانه‌ها دامن بزنیم و بخواهیم به صورت یک ناراحتی عمیق در بیاوریم که چرا این نامزد رأی نیاورد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;بعضی تحلیلگران که وقایع را دلسوزانه هم تحلیل می‌کنند معتقدند، حوادث بعد انتخابات را می‌شد بهتر مدیریت کرد؟ نظر شما چیست؟&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;حوادث بعد از انتخابات دو مرحله دارد؛ یک مرحله از آن به احساسات ناشی از اعلام اعداد و ارقام و روزهای اول برمی‌گردد در آنجا شاید خیلی‌ها به اشتباه افتادند و بعد از آن هم به اشتباه خود پی بردند و هیچ مقابله‌ای هم با نظام ندارند. مرحله بعدی برمی‌گردد به اقدامات هفته‌های سازماندهی شده، این‌ها غالباً ضدانقلاب‌اند و از ماهواره‌ها و آمریکا خط می‌گیرند و ارتباطی با مردم نداشته و ندارند، ‌حتی با همان‌هایی که به دولت فعلی رأی مخالف دادند. اگر تحقیق شود متوجه خواهید شد که اغلب این‌ها جزو کسانی هستند که اصلاً رأی ندادند. بنابراین این درگیری را به حساب ناراحتی آن گروهی نگذارید که به کسی رأی دادند ولی فرد دیگری رأی آورد. آنان جای خود را دارند. آنان انسان‌های محترمی‌اند. برخی به شدت از نظام، ‌آرمان‌های امام (ره) و رهبری دفاع می‌کنند. به هیچ وجه کارهای یک اقلیت و تشنج‌هایی که می‌بینیم را نمی‌پسندند. اغلب این‌ها همین‌طورند. این‌ها مردمند؛ سیزده میلیون‌ نفر که گروهک و گروه نیستند. مردم کشور‌ند و به ارزش‌ها پایبند‌ند. عده بسیار اندک آنها و بیشتر از آن عده اندک، عده‌ای خارج از آنان که به هیچ فردی رأی نداند الان در حال سوءاستفاده از این وضعیت هستند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;برخی معتقدند که با همان عده پایبند به ارزش‌ها هم برخورد نامناسبی شد؟&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;ما نکردیم. ما برخورد این‌چنینی نکردیم. حتی من در اجتماعات و نشست‌ها گفتم و می‌گویم که هرکسی که در این انتخابات به هر فردی رأی داد، می‌تواند عضو بسیج باشد. می‌تواند در پایگاه مقاومت بسیج حضور داشته باشد. اما مشروط به اینکه وارد کارهای غیرقانونی و جریاناتی که توسط ضدانقلاب ساماندهی می‌شود، نشده باشد فقط رأی داده است. ما این فرد را طرد نمی‌کنیم. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;در سال‌های بعداز دوم خرداد مسئله‌ای تحت عنوان شکاف بین نسل‌ها مطرح شد، آیا هم‌اکنون ما با این پدیده مواجه نیستیم؟&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;نه! به این دلیل که فکر جوان با کثرت خیلی بیشتر در جریانی که به دولت فعلی رأی دادند حضور داشتند؛ در جریان مقابل هم بودند. اینگونه نبود که یک سمت کهنسالان باشند و طرف دیگر جوانان. اگر ترکیب سنی افراد شرکت‌کننده در انتخابات را بررسی کنید، خواهید دید که در همه گروه‌ها به تناسب، تمامی طیف‌های سنی حضور داشتند. اگر یک طرف جوانان بودند و یک طرف کهنسالان می‌توانستیم ادعا کنیم که یک شکاف نسلی اتفاق افتاده است.&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;BR&gt;شما نسل اول انقلاب هستید. برای برقراری ارتباط و بین نسل خود و نسل سوم و چهارم انقلاب در بسیج چه برنامه‌ای دارید؟&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;بنای ما این است که وسط‌شان حضور داشته باشیم. ما با جوانان زندگی می‌کنیم؛ بسیار مأنوسیم. اینکه شما می‌گویید نسل اول باید بگویم که شخصاً چنین احساسی ندارم. من خودم را یک دانشجوی بسیجی می‌دانم که اول انقلاب جذب بسیج شدم. من همان بسیجی‌ام. هیچ تغییری در روابط خود احساس نمی‌کنم. با جوانان هم به سادگی ارتباط برقرار می‌کنم. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;چه حرف نویی برای جوانان دارید؟&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;حرف آنان را می‌شنویم. قرار نیست که این جا بخواهم حرف خود را به دیگران دیکته کنم. ما تنها هماهنگ‌کننده هستیم. تلاش‌مان بر این است که حرف‌های این بدنه عظیم را گرفته و به کار ببندیم. بیشتر من مستمع خواهم بود. ما باید حرف این بدنه را بشنویم. انشاءالله خواهید دید که مسئولیت‌های مهمی به آنان خواهیم داد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;به عنوان سؤال آخر! نحوه و میزان حمایت بسیج از دولت چگونه خواهد بود؟&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;بسیج پیرو مشی رهبری است. رهبری از اول انقلاب تا امروز از تمام دولت‌هایی که سر کار آمدند حمایت کرد. بسیج هم این کار را می‌کند. بسیج باید از دولت‌ها به عنوان اینکه نماد قدرت اجرایی ملت ایران است، حمایت کند تا بتوانند کاری انجام دهند. اگر قرار باشد که ما به عنوان بدنه فعال و پر انگیزه ملت شروع به مخالفت با دولت کنیم، دولت قرار نگرفته و سقوط می‌کند.</description>
<pubDate>Mon, 07 Dec 2009 04:48:34 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=desa&amp;postid=42</comments>
<dc:creator>desa</dc:creator>
<guid>http://desa.blogfa.com/post-42.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://desa.blogfa.com/post-41.aspx</link>
<description>&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 250px; HEIGHT: 150px&quot; alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://media.farsnews.com/Media/8705/Images/jpg/A0486/A0486742.jpg&quot; align=textTop border=0&gt;                                                                          پايگاه خبري &quot;الجزيره &quot;گفت، حزب‌الله لبنان ديروز بار ديگر &quot;سيدحسن نصرالله &quot; را بعنوان دبيركل اين جنبش و شيخ &quot;نعيم قاسم &quot; را بعنوان معاون وي برگزيد. &lt;BR&gt;حزب‌الله لبنان ديروز در پايان كنگره عمومي خود با صدور يك بيانيه سياسي اعلام كرد كه اين كنگره در چند ماه گذشته برگزار شد تا سند جديد سياسي آن را كه پس از سند سال 1985 ميلادي دومين سند است، تصويب كند. &lt;BR&gt;بر اساس اين گزارش، كنگره حزب الله تصميم به ايجاد برخي تعديلات ساختاري متناسب با تحولات جديد گرفت. &lt;BR&gt;در بيانيه حزب الله اعضاي مجلس شورا و مسئوليت هر يك از آنان در دور جديد فعاليت هاي آن به شرح زير آمده است: &lt;BR&gt;1- &quot;سيد حسن نصرالله &quot;دبيركل حزب الله &lt;BR&gt;2 - &quot;شيخ نعيم قاسم &quot; معاون دبيركل &lt;BR&gt;3- &quot;شيخ محمد يزبك &quot;رئيس هيئت شرعي &lt;BR&gt;4 - &quot;ابراهيم امين السيد &quot; رئيس شوراي سياسي &lt;BR&gt;5- &quot;هاشم صفي الدين &quot; رئيس شوراي اجرايي &lt;BR&gt;6 - &quot;حسين الخليل &quot; معاون سياسي دبيركل &lt;BR&gt;7- &quot;محمد رعد &quot; رئيس فراكسيون &quot; وفاداري به مقاومت &quot; در مجلس نمايندگان لبنان &lt;BR&gt;در اين بيانيه آمده است كه سيد حسن نصرالله طي روزهاي آينده در يك نشست خبري سند جديد سياسي حزب الله لبنان را تشريح خواهد كرد. &lt;BR&gt;يك مقام مسئول در حزب الله اعلام كرد كه اين جنبش هر سه سال يك بار دبيركل خود را انتخاب مي‌كند اما اين‌بار پس از 5 سال بار ديگر سيد حسن نصر الله را بعنوان دبير كل خود برگزيد. &lt;BR&gt;وي افزود آخرين انتخابات حزب الله در سال 2004 بود و بدليل بحران سياسي حاكم بر لبنان و جنگ اسرائيل در سال 2006، اين انتخابات تا سال جاري به تاخير افتاده بود.</description>
<pubDate>Fri, 20 Nov 2009 07:18:12 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=desa&amp;postid=41</comments>
<dc:creator>desa</dc:creator>
<guid>http://desa.blogfa.com/post-41.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://desa.blogfa.com/post-40.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=nwstxtinfotitle&gt;گزارشي از بزرگ ترين عمليات استشهادي قرن&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=nwstxtlead style=&quot;LINE-HEIGHT: 160%&quot;&gt;خبرگزاري فارس: 25 سال پيش بزرگ ترين عمليات استشهادي توسط جوانان مقاوم و گمنام لبناني ، عليه اشغالگران آمريكايي در بيروت انجام شد. اين عمليات در ادبيات سياسي و تاريخي ايلات متحده آمريكا به «كابوس اكتبر 83» اشتهار پيدا كرد. &lt;/P&gt;
&lt;DIV class=nwstxtpic&gt;&lt;IMG class=nwstxttoppic src=&quot;http://media.farsnews.com/Media/8808/Images/jpg/A0759/A0759288.jpg&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=nwstxttext style=&quot;LINE-HEIGHT: 180%&quot;&gt;هدف: تفنگداران دريايي آمريكا در بيروت &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در فاصله‏ى 800 مترى شمال باند و سالن فرودگاه بين‏المللى بيروت واقع در حومه‏ي جنوبى و محل سكونت شيعيان، ساختمان چهار طبقه‏ى مستحكمى به طول 75 و عرض 50 متر قرار داشت. اين ساختمان كه از بتون مسلح ساخته شده بود، تا پيش از آن، محل استقرار تشكيلات اداراى &quot;تأمين پروازهاى فرودگاه &quot; بود كه خرداد 1361ه.ش (ژوئن1982م) در جريان تجاوز نيروهاى اسرائيل به بيروت، مورد اصابت تعداد زيادى گلوله‏ى توپ و خمپاره قرار گرفت؛ ولى براى انهدام آن بناى عظيم و محكم، احتياج به مواد منفجره‏ى بسيار زيادى بود. &lt;BR&gt;روز چهارشنبه 1361/6/3 ه.ش (25 اوت 1982م) وزارت دفاع آمريكا اعلام كرد: &quot;تفنگداران دريايى آمريكا، امروز براى نخستين‏بار پس از 44 سال، وارد بيروت شدند تا بر خروج چريك‏هاى فلسطينى از پايتخت لبنان نظارت كنند. &quot; &lt;BR&gt;يك سخنگوى آمريكا گفت: &quot;پياده شدن تفنگداران دريايى آمريكا، بدون حادثه انجام شد. &quot; &lt;BR&gt;نخستين گروه، شامل سيصد تفنگدار، با كشتى‏هاى آبى - خاكى وارد بندر بيروت، و در ساعت 6/30 دقيقه به وقت تهران وارد شهر شدند. بعد از ظهر همان روز نيز پانصد تفنگدار ديگر آمريكايى و پانصد و سى سرباز ايتاليايى وارد بيروت شدند. &lt;BR&gt;با ورود اولين گردان تفنگداران دريايى آمريكا، كه به عنوان &quot;نيروهاى حافظ صلح &quot; در بيروت مستقر شدند، فرماندهى اين نيروها پس از بازديد و شناسايى ساختمان، و با توجه به استحكام آن، و اين‏كه از لحاظ استراتژيك داراى موقعيت بسيار خوبى بود، آن‏جا را براى استقرار واحدهاى فرماندهى و نيروهاى تفنگدار، بسيار عالى تشخيص داد و گروه - گروه نيروهاى آمريكايى در طبقات و اتاق‏هاى آن ساكن شدند. &lt;BR&gt;سال 1362ه.ش (1983م)، 2100 نفر نيروى نظامى چند مليتى،متشكل از 1600 آمريكايى، 200 فرانسوى، 200 ايتاليايى و 100انگليسى در بيروت حضور فعال داشتند. &lt;BR&gt;هلى‏كوپترهاى آمريكايى، نيروهاى تفنگدار را از عرشه‏ى ناو &quot;نيوجرسى &quot; كه در سواحل بيروت مستقر بود، به كنار مقر انتقال مى‏دادند. با توجه به اين‏كه جاده‏اى كه از بيروت به طرف فرودگاه مى‏آمد، مسدود شده بود، آن منطقه از امنيت بيش‏ترى برخوردار بود.محل استقرار نيروهاى &quot;مارينز &quot; آمريكا، از منطقه‏ى &quot;خَلدِه &quot; در جنوب بيروت تا &quot;عين المريسه &quot; در بيروت غربى كه سفارت آمريكا در آن‏جا قرار داشت، امتداد داشت. &lt;BR&gt;رابين رايت، درباره‏ى ورود آمريكايى‏ها به درگيرى‏هاى داخلى لبنان مى‏نويسد: &lt;BR&gt;هنگامى كه جنگى داخلى بين نيروهاى دروزى و مسيحيان فالانژ صورت گرفت و دروزى‏ها توانستند فالانژها را از 85 درصد مناطق كوهستانى بيرون برانند و تا نزديكى مقر رياست جمهورى لبنان پيش بروند، ارتش لبنان،وحشت زده نيروهاى آمريكايى را به كمك طلبيد تا بتواند مقابل حملات نيروهاى دروز مقاومت كند و مناطق استراتژيكى را كه در حال اشغال بود، پس بگيرد. فرماندهان ارتش لبنان تاكيد مى‏كردند كه ارتش، حتى نيم ساعت هم نمى‏تواند در برابر دروزى‏ها مقاومت كند. مَك فارلِين براى كمك به آن‏ها اعلام آمادگى كرد. &lt;BR&gt;با فرمان آماده باش، قرار بود تمام نيروهاى دريايى و هوايى آمريكايى، نه براى دفاع از يك پايگاه آمريكايى، بلكه براى كمك به ارتش لبنان، دردرگيرى‏ها شركت كنند. &lt;BR&gt;توپخانه‏ى سنگين ناو اتمى &quot;ويرجينيا &quot; بيش از هفتاد شليك همزمان بر روى هدف‏هاى مورد نظر انجام دادند. هواپيماهاى جنگى آمريكا به پرواز در آمدند و تا آخرين دقايق پروازشان به بمباران ادامه دادند. &lt;BR&gt;غم‏انگيزتر اين بود كه بعداً معلوم شد اين شليك‏ها و بمباران‏ها، اصلاً لازم نبوده است؛ چرا كه مك فارلين و واسطه‏هايى از عربستان سعودى يك هفته بعد، بين طرفين آتش‏بس درگير برقرار كردند. &lt;BR&gt;با اين حادثه و دخالت در جنگ‏هاى داخلى لبنان، آمريكا بى طرفى و اعتبار خود را از دست داد. مشاورين آمريكايى، از آن به بعد ديگر به‏عنوان متحد مسيحيان تلقى مى‏شدند و تفنگداران دريايى هم، آن طور كه يك روزنامه‏ى چاپ بيروت نام‏گذارى كرده بود &quot;ژاندارم‏هاى بين‏المللى در لبنان &quot; ناميده شدند و به عنوان نشانه‏هاى آشكارِ قدرت سياسى آمريكا، يك‏باره هدف حملات گروه‏هاى متحد مسلمان قرار گرفتند. &lt;BR&gt;از لحظه‏اى كه اين تفنگداران، در جنگ داخلى گروه‏هاى لبنانى بى طرفى خود را كنار گذاشتند، ديگر نقش خود را به عنوان عضو سپاه بين‏المللى حافظ صلح از دست دادند و اصلاً صلحى هم وجود نداشت كه آن‏ها بخواهند و بتوانند حفظش كنند. &lt;BR&gt;قدرت فيزيكى واحدهاى آمريكايى به اضافه‏ى توپ‏هاى سنگين ناو نيوجرسى كه گلوله‏هاى آن &quot;فولكس پرنده &quot; ناميده مى‏شد و 2700 پوند (حدود1250 كيلوگرم) وزن داشت، در مقابل تك تيراندازان، بمب‏گذاران و تروريست‏ها، بى خاصيت تشخيص داده شد. &lt;BR&gt;24 روز پس از درگيرى‏هاى &quot;سُوقُ‏الغَرب &quot; بود كه راننده‏ى خندان كاميون بنز، پايگاه واحد دريايى آمريكا را منفجر ساخت و تفنگداران را كه هنوز در خواب بودند، به هوا پرتاب كرد. &lt;BR&gt;روز سه شنبه 1361/8/11 ه.ش (2 نوامبر 1982م)، اولين انفجار عليه حضور نيروهاى آمريكايى در لبنان روى داد. بمب كار گذاشته شده در يك اتومبيل، نزديك ساختمان مارينز منفجر شد و تعدادى غير نظامى و يك سرباز آمريكايى مجروح شدند. &lt;BR&gt;جورج بال،درباره‏ى موقعيت نيروهاى آمريكايى در آن مقر مى‏نويسد: &lt;BR&gt;&quot;پايگاه تفنگداران دريايى آمريكا، جنب محل استقرار واحدهاى ارتش لبنان، نزديك فرودگاه بيروت، درست در محلى قرار داشت كه كوهستان &quot;شوف &quot; بر آن مشرف بود و به همين جهت بلافاصله پس از خروج قواى اسرائيلى از بيروت، تفنگداران آمريكايى ناخواسته در معرض تيراندازى‏هايى قرار گرفتند كه بين ارتش لبنان با فالانژيست‏ها از يك سو، و نيروهاى دروزى و شيعيان كه از محل زندگى خود دفاع مى‏كردند، از سوى ديگر رد و بدل مى‏شد &quot;. &lt;BR&gt;بنابر اظهار منابع آمريكايى، مقر ستاد مشترك تفنگداران دريايى آمريكا در بيروت، داراى يك مركز مخابرات راه دور و يك سيستم شناسايى ليزر فوق‏العاده بود. در اين ساختمان كه قبلاً جهت تأمين و مراقبت پرواز هواپيماهاى غير نظامى لبنان مورد استفاده قرار مى‏گرفت و اخيراً در اختيار آمريكايى‏ها قرار گرفته بود، اين بخش‏ها وجود داشتند: &lt;BR&gt;از طبقه‏ى همكف آن به عنوان انبار لوازم تداركاتى استفاده مى‏شد؛همچنين دو سالن ژيمناستيك براى ورزش و بدنسازى تفنگداران، در اين طبقه مهيا شده بود. در طبقه‏هاى اول و دوم ساختمان، در اتاق‏هاى كوچك، تفنگداران به استراحت مى‏پرداختند. بخشى از طبقه‏ى سوم اختصاص به درمانگاه بهدارى قواى مارينز داشت. در زاويه‏ى جنوب شرقى طبقه‏ى سوم، مركز تلفن، بى‏سيم و سيستم ارتباطات راديويى قرار داشت كه ستاد مشترك را به كليه‏ى مواضع آمريكايى در بيروت، و همچنين ناوها و كشتى‏هاى مستقر در ساحل بيروت مرتبط مى‏ساخت. &lt;BR&gt;بر بالاى بام ساختمان، يك سيستم رادارى كار گذاشته شده بود كه قادر به شناسايى نقاط و به خصوص مراكز شليك و آتش بود. از پاركينگ وسيع كنار ساختمان كه غالباً نيروهاى آمريكايى در آن‏جا بسكتبال بازى مى‏كردند به عنوان باند هلى‏كوپترهايى كه از ناونيوجرسى برمى‏خاستند، استفاده مى‏شد. به لحاظ وضعيت رفاهى و امكانات فراهم آمده در مقر تفنگداران آمريكايى، اين ساختمان در ميان ديگر نيروهاى خارجى چند مليتى مستقر در لبنان، به &quot;هتل هيلتونِ بيروت &quot; معروف شده بود و سربازان آمريكايى، در اين مورد بسيار به خود مى‏باليدند. &lt;BR&gt;اولين مورد از تلفات وارده به تفنگداران دريايى آمريكا، در ماه خرداد 1362ه.ش (ژوئن 1983م)، به فاصله‏ى چند روز پس از اعلام ترك بيروت از سوى ارتش اسرائيل و بالا گرفتن موج مخالفت عليه قرارداد 17مه اتفاق افتاد؛ به دنبال آن، در روز دوشنبه 7 شهريور )29 اوت) 2تفنگدار دريايى كشته و 14 تن نيز زخمى شدند و نيز در روز سه شنبه 15شهريور )6 سپتامبر)، بر اثر اصابت موشك، 2 تفنگدار كشته و 3 نفر ديگر زخمى شدند. &lt;BR&gt;روز دوشنبه 1362/7/4 ه.ش، (26 سپتامبر 1983م) وزير خارجه‏ى آمريكا گفت: &quot;ما به اين دليل در لبنان خواهيم ماند كه نمى‏دانيم در آينده چه خواهد شد؛ اما ما براى تفنگداران خود در لبنان مأموريت ويژه‏اى در نظر داريم. &quot; &lt;BR&gt;وى هيچ اشاره‏اى به اين مأموريت نكرد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;*در مسير عمليات &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;روز شنبه 1362/7/2 ه.ش، (24 سپتامبر 1983م) خبرگزارى‏ها اعلام كردند: &quot;يك مقام نزديك به انقلابيون مسلمان لبنان تهديد كرد، در صورتى كه اعضاى نيروهاى مداخله گر چند مليتى مستقر در بيروت، بار ديگر مناطق مسلمان نشين بر فراز كوه‏هاى مركزى لبنان را مورد حمله قرار دهند، يك جنگ چريكى تمام عيار عليه آنان آغاز خواهد شد و اين، اولين و آخرين اولتيماتوم است. &quot; &lt;BR&gt;روز يكشنبه 1362/8/1 ه.ش (16 محرم‏الحرام 1404ه.ق، 23اكتبر 1983م) در حالى كه حدود يك سال از حمله‏ى شهيد &quot;احمد قصير &quot; در تهاجم شهادت‏طلبانه به مقر فرماندارى نظامى اسرائيل و شش ماه و پنج روز از انفجار ساختمان اصلى سفارت آمريكا در منطقه‏ى &quot;عين المريسه &quot; واقع در بيروت غربى مى‏گذشت حادثه‏ى ديگرى در شرف وقوع بود. &lt;BR&gt;شب قبل، تفنگداران آمريكايى كه هيچ‏گاه از عياشى و فساد دست‏بر نمى‏داشتند، در محل استقرار خود در نزديكى فرودگاه بين‏المللى بيروت، با حضور تعدادى از شبه نظاميان فالانژ لبنانى، جشنى برپا كرده بودند. فواحش هديه‏اىِ فالانژها نيز تا نيمه‏هاى شب به سرگرم كردن سربازان مشغول بودند. &lt;BR&gt;ساعت آزادى رفت و آمد مردم عادى، از 7 صبح آغاز مى‏شد. يكشنبه بود و روز تعطيل هفته. شهر بيروت هنوز در خواب بود. نظاميان آمريكايى روزِ تعطيل اجازه داشتند تا ساعت 6/30 استراحت كنند. فقط تعدادى از كاركنان قسمت آشپزخانه كه وظيفه‏ى آماده‏سازى صبحانه‏ى نيروها برعهده شان بود، و نيز چند نفر نيروى خدمات كه مسئول نظافت بودند، بيدار بودند. در روزهاى عادى، 250 تا 300 درجه‏دار و سرباز در ساختمان مارينز مستقر بودند؛ ولى آن روز 40 نفر از سربازان به مرخصى رفته بودند. &lt;BR&gt;بعضى روزها تعدادى هواپيما كه از كشورهاى اطراف، مواد غذايى،ميوه و سبزيجات صادراتى خود را به لبنان مى‏فرستادند، در باند فرودگاه بين‏المللى بر زمين مى‏نشستند؛ به همين لحاظ هر روز تعداد زيادى كاميون كوچك و بزرگ جلوى درِ اصلى ساختمان فرودگاه، به انتظار فرود هواپيما و انتقال اجناس و كالا به شهر، صف بسته بودند. اين امر براى نگهبانان آمريكايى كه در سنگرهاى خود مراقب اوضاع و هر گونه تحركى بودند، امرى عادى تلقى شده و مورد مشكوكى در آن به چشم نمى‏خورد. &lt;BR&gt;در ساعت 6/20 دقيقه صبح، گروهبان دوم &quot;ادى.دى فرانكو &quot; كه مسئوليت نگهبانى از ساختمان بر عهده‏اش بود، در پشت كيسه‏هاى شنىِ بيرون ساختمانِ &quot;گردان چترباز &quot; با چشمان خسته و خواب‏آلود تردد محدود كاميون‏ها را كنترل مى‏كرد. &lt;BR&gt;براساس آموزش‏هاى داده شده، و براى رعايت احتياط به نيروهاى مارينز دستور داده بودند كه همواره به هنگام ورود به مقر، اسلحه‏هاى خود را از فشنگ خالى كنند؛ به همين لحاظ بود كه نگهبانان درِ ورودى مقر نيز، بر روى اسلحه خود خشاب خالى گذاشته بودند. &lt;BR&gt;اكثر نگهبانانى كه در آن لحظات بيدار بودند كاميونى را ديده‏اند كه از جاده‏ى فرودگاه به سمت چپ جاده‏ى داخل پاركينگ ساختمان رفته و با سرعت كم، دوبار در محوطه‏ى وسيع پاركينگ چرخ زده و سپس با سرعت زياد خود را به دروازه‏ى آهنى مقر كوبيده است. &lt;BR&gt;كارشناسان نظامى غربى، درباره‏ى اين‏كه: &quot;چرا راننده‏ى كاميون، قبل از عمليات، دو بار در محوطه‏ى پاركينگ روبه روى مقر، ماشين را چرخ داده و سپس حمله كرده است؟ &quot; نظرات مختلفى ارائه داده‏اند. عده‏اى معتقدند كه او با اين كار قصد داشته تا بر سرعت ماشين بيفزايد. گروهى ديگر بر اين اعتقادند كه هر دو انفجار مقر تفنگداران آمريكايى و مقر چتربازان فرانسوى، بايد در يك لحظه انجام مى‏شده است و راننده كاميون به لحاظ اين‏كه كمى زودتر حركت كرده است، در محوطه چرخ زده است. &lt;BR&gt;هنگامى كه كاميون، تورى‏هاى سيمى را رد مى‏كرد، تابلوى بزرگى مقابل راننده نمايان شد كه به دروازه‏ى نصب شده و بر روى آن نوشته شده بود: &lt;BR&gt;&quot;توجه... قبل از ورود به مقر، حتماً سلاح خود را خالى كنيد &quot;. &lt;BR&gt;گروهبان فرانكو، ناگهان در مقابل خود، كاميون بزرگ زرد رنگى راديد كه راننده‏ى جوانِ خوش سيمايى با موها و ريش‏هاى مشكى و پر، درحالى كه بر سرعت ماشين خود افزوده بود، يك آن در چشمان او زل زد و در حالى كه مى‏خنديد، به سوى فرانكو هجوم آورد. &lt;BR&gt;برخى منابع نظامى معتقدند كاميون از شب قبل در پاركنيگ سمت چپ مقر بوده است. عده‏اى اين احتمال را بعيد نمى‏دانند كه راننده‏ى كاميون در صف كاميون‏هاى منتظر آمدن هواپيما در فرودگاه، قرار داشته و صبح زود از آن‏جا به مقر حمله كرده است. علت اين امر هم بازرسى كامل‏و دقيق خودروها در روز بود؛ و به احتمال زياد، شب گذشته، قبل از ساعت منع عبور و مرور، كاميون را با استفاده از محملى مناسب به آن‏جا برده‏اند. &lt;BR&gt;گروهبان يكمى كه در نزديكى پاركينگ قرار داشت، با ديدن كاميونى كه بر سرعتش افزوده مى‏شد، فرصت كرد تا به سرعت خشاب خالى را در آورده و خشابى پر روى اسلحه خويش بگذارد؛ ولى فقط توانست پنج گلوله به طرف كاميون و راننده‏ى آن شليك كند بلافاصله سپرهاى ماشين با بدنش برخورد كرد، ماشين از روى او رد شد و به مقر حمله برد. &lt;BR&gt;كاميون مرسدس بنز زرد رنگ حامل مواد منفجره، از درِ جنوبى وارد طبقه‏ى همكف شد و طبقات ديگر را ويران كرد. در يك لحظه انفجارى عظيم بيروت را به لرزه در آورد. دقايقى نگذشت كه ابرى سياه و غليظ،آسمان محل حادثه را پوشاند. ساختمان فرماندهى تفنگداران، در يك چشم بر هم زدن، به گورستانى دست جمعى تبديل شده بود. رانندگان كاميون‏هايى كه جلوى فرودگاه صف بسته بودند و غالباً پشت فرمان‏چرت مى‏زدند با شنيدن صداى وحشت‏آور انفجار كه موج آن زمين را لرزاند، به طرف محلى در آن سوى پاركينگ كه دود و آتش از آن برمى‏خاست، دويدند. آنان اولين نفراتى بودند كه به محل حادثه رسيدند؛ ولى با ديدن صحنه‏ى وحشتناكى كه مقابل ديدگانشان بود، درجا خشكشان زده و نمى‏دانستند بايد چه بكنند. &lt;BR&gt;سرجوخه &quot;مارتوچى &quot; كه شب گذشته، خسته از عياشى و شب بيدارى، به پشت بام ساختمان رفته و آن‏جا خوابيده بود، با وحشت از خواب پريد. او درباره‏ى آن‏چه برايش اتفاق افتاد و همين طور ديده‏هايش در آن لحظه، مى‏گويد: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&quot;بدجورى ترسيدم. نمى‏دانم چى شد. در يك لحظه، انفجارى عظيم رخ داد كه مرا از خواب پراند. در اولين لحظات به چشم خود ديدم كه به يك‏باره سقف در وسط ساختمان بالا آمد و منفجر شد. فكر مى‏كردم همه‏ى آن‏چه كه مى‏بينم در خواب است؛ ولى واقعيت داشت. پس از انفجار يك مكث لحظه‏اى بود و به دنبال آن ناگهان در عرض سه چهار ثانيه، همه چيز در هم‏ريخت و ساختمان به پايين فرو رفت. ما هم با سقف به پايين افتاديم. سقف‏بتونى روى طبقات زيرين قرار گرفت &quot;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&quot;رابرت كايهون &quot; درجه‏دار اهل &quot;سَنت آنتونيو &quot; در ايالت تگزاس، باجثه‏اى لاغر اندام، و با چهره‏اى آفتاب زده، در روز حادثه‏ى مقر مارينز 20سال داشت. او روز بعد از انفجار، در حالى كه از هيجان و ترس زبانش به‏لكنت افتاده بود، آن‏چه را كه ديده بود اين گونه تعريف كرد: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&quot;وقتى صداى انفجار را شنيدم، در پشت بام ساختمان، پشت كيسه‏هاى شنى كه محل نگهبانى بود، دراز كشيده بودم كه ناگهان ديدم قطعات ساختمان دارند به هوا پرتاب مى‏شوند. در يك لحظه به ياد خدا افتادم. آن لحظه كه همه‏چيز را تمام شده مى‏ديدم. بيست ثانيه‏اى بى‏حركت ماندم. رفيق من &quot;جومارتوچى &quot; كه كنارم دراز كشيده بود، زير آوار ماند كه او را بيرون كشيدم. همين‏كه از جايمان بلند شديم، فرياد هزاران نفر را شنيديم كه ناله مى‏كردند و كمك مى‏خواستند، كمك! اى خدا... كمك كنيد... &quot;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;رابين رايت درباره‏ى چگونگى انفجار مقر مارينز نوشته است: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&quot;در بامداد آن يكشنبه‏ى ماه اكتبر 1983، در لحظاتى كه اولين اشعه‏هاى خورشيد بامدادى سواحل درياى مديترانه در كنار لبنان را روشن مى‏كرد،صداى مهيبى در فضاى خواب آلود بيروت پيچيد و همه را از خواب پراند. در همان اولين لحظات، ابر غليظ قارچ مانندى كه بزرگ و بزرگ‏تر مى‏شد در آسمان به چشم خورد. اين صحنه، خيلى‏ها را به ياد انفجار عظيم &quot;هيروشيما &quot; انداخت. &lt;BR&gt;سرهنگ &quot;تام فينتِل &quot; فرمانده‏ى گردان آموزش ارتش آمريكا در لبنان، كه در آن لحظه بر روى تخت خواب خود نشسته و مشغول نوشيدن قهوه‏ى داغ بود، از آن سوى شهر صداى انفجار را شنيد. اولين چيزى كه در ذهنش گذشت، اين‏بود كه با خود گفت: حتماً سورى‏ها يكى از موشك‏هاى جديدِ زمين به زمين &quot;اِس.اِس.21 &quot; روسى خود را شليك كرده‏اند. او با عجله به بالكن رفت و از آن‏جا دود سياه‏رنگى را در دور دست ديد و بوى نامطبوعى را حس كرد. او وحشت كرده بود؛ ولى هنوز نمى‏دانست كه انفجار در كجا اتفاق افتاده است. او مى‏گويد من از شدت ضربه و صداى انفجار از رختخواب بيرون پريدم و با وجودى كه دو سال بود در لبنان به سر مى‏بردم، ترس و هيجان سراپاى وجودم را فرا گرفت &quot;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آن‏چه مهم است، اين بود كه بر اثر انفجار عظيم، راننده‏ى كاميون كه چاشنى را زده بود پودر شد و به هيچ وجه اثرى از او بر جاى نماند؟ همچنين تمامى قسمت‏هاى موتور ماشين بنز كه از فلز محكمى ساخته شده بود، تكه‏تكه شد. ظاهراً آمريكايى‏ها بعدها توانستند مشخصات ماشين را شناسايى كنند و حتى صاحب اصلى آن را هم بيابند؛ ولى اين مسئله، موفقيت چندانى براى آمريكاى زخم خورده به حساب نمى‏آمد.صاحب ماشين، براساس اسناد و مدارك موجود ثابت كرد كه چند روز پيش از آن، كاميون توسط فردى با مشخصات موجود كه به احتمال زياد جعلى بوده، از او خريدارى شده است. &lt;BR&gt;در گزارش كارشناسان سازمان &quot;اف.بى.آى &quot; اعلام شد كه اين انفجار، قوى‏ترين انفجار غير اتمى جهان از زمان جنگ دوم جهانى بوده است. كارشناسان مواد منفجره گفتند كه كاميون حامل 12000 كيلوگرم ماده منفجره معادل 10 تن ديناميت بوده‏است. همين كارشناسان بعداً نظر خود را اين گونه اصلاح كردند كه: &quot;حداقل 12000 كيلوگرم بوده است &quot;. &lt;BR&gt;برخى منابع، مواد مورد استفاده در اين عمليات را &quot;سى - 4 &quot; اعلام كردند. بعضى ديگر مقدار مواد را از 1000 كيلو به بالا تشخيص دادند؛ ولى آن‏چه پس از انفجار در محل حادثه به چشم مى‏خورد، حفره‏اى عظيم به عمق بيش از 4متر و قطر 16 متر بود. &lt;BR&gt;&quot;ويكتور اِستروفسكى &quot; از مأمورين سابق اطلاعاتى سازمان &quot;موساد &quot;، پس از فرار از اسرائيل، در كتاب خاطرات خود به نام &quot;راه نيرنگ &quot; مدعى شده‏است كه موساد پيش از حمله به مقر تفنگداران آمريكايى، توسط جاسوسان و خبرچينان خود اطلاعات كاملى به دست‏آورده بود كه به دلايلى، از انتقال آن به فرماندهان آمريكايى خوددارى كرده است. با توجه به اين ادعا كه موساد از حملات نيروهاى مهاجم آگاهى داشته است، اين سؤال پيش مى‏آيد كه &quot;چرا تاكنون نيروهاى اطلاعاتى و دستگاه عظيم موساد موفق نشده‏اند حداقل يكى از حملات شهادت‏طلبانه عليه مقرهاى فرماندهى و پايگاه‏هاى اسرائيلى را، از قبل شناسايى كرده و با آن مقابله كنند؟ &quot; &lt;BR&gt;استروفسكى اين گونه ادعا مى‏كند كه از آماده سازى كاميون و جاسازى مواد منفجره اطلاع دقيق داشته‏اند؛ حال اين‏كه چرا با وجود اين اطلاعات ادعايى، آمريكا هنوز نتوانسته است گروه يا فرد خاصى را به‏عنوان عاملين اين حادثه معرفى كند، جاى بسى تعجب دارد.استروفسكى نوشته است: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&quot;يكى از خبرچين‏هاى ايستگاه موساد در بيروت، آدم خرده‏پايى بود كه براى پليس محلى جاسوسى مى‏كرد و روابطى با يك گاراژ محلى داشت. اين گاراژ، متخصص ايجاد جاسازى مخفى در اتومبيل براى قاچاق كردن اشياء بود. در آن هنگام بسيارى از سربازان و افسران اسرائيلى، دستگاه‏هاى ويدئو و سيگار را بدون پرداخت ماليات از لبنان به اسرائيل قاچاق مى‏كردند. در اسرائيل از اين نوع كالاها بين 100 تا 200 درصد ماليات گرفته مى‏شود و درنتيجه اين كار نظاميان اسرائيل سرا پا منفعت بود. موساد اطلاعات حاصل از اين فرد را در اختيار پليس نظامى اسرائيل مى‏گذاشت تا جلوى اين قاچاق اجناس گرفته شود. &quot; &lt;BR&gt;در تابستان سال 1362ه.ش (1983م) اين خبرچين به موساد گفت: كه مسلمين شيعه‏ى لبنان در حال تغيير دادن كاميون مرسدسى در اين گاراژ هستند و فضاهايى در آن پديد مى‏آورند كه مى‏تواند محل قرار دادن بمب باشد. او گفت: كه فضاى ايجاد شده، از محلى كه براى يك بمب معمولى تعبيه مى‏شود بسيار بزرگ‏تر است؛ بنابراين، هدف آن‏ها بايد بسيار بزرگ باشد. موساد مى‏دانست تعداد چنين هدف‏هاى بزرگى بسيار معدود است و يكى از اين هدف‏هاى بزرگ، مسلّماً مجتمع قرارگاه نيروهاى ايالات متحده بود. &lt;BR&gt;اينك اين سؤال وجود داشت كه آيا بايد آمريكايى‏ها را درباره‏ى اين جريان به خصوص مسئله‏ى كاميونِ توصيف شده هشيار كرد يا نه؟ &lt;BR&gt;گرفتن اين تصميم امر مهمى بود و ايستگاه بيروت آن را به تل‏آويو محول كرد. در آن‏جا &quot;آدمونى &quot; رئيس وقت موساد تصميم گرفت به دادن يك هشدار كلى به آمريكايى‏ها قناعت شود؛ هشدارى مبهم درباره‏ى اين‏كه اسرائيلى‏ها دلايلى در دست دارند كه كسانى قصد دارند عملياتى عليه آمريكايى‏ها انجام دهند. اما اين نوع هشدار آن‏قدر كلى بود كه چيزى در بر نداشت و به اين مى‏مانست كه وضع هوا را به آمريكايى‏ها اطلاع داده باشند. احتمال نمى‏رفت اين هشدارِ به خصوص، هيچ‏گونه افزايش اقدامات امنيتى را سبب شود. طى شش ماهه‏ى قبل از دريافت اين گزارش، حدود يك صد بار در مورد اتومبيل‏هاى منفجر شونده هشدار داده شده بود، يك هشدار اضافى سبب هيچ‏گونه احتياط بيشتر يا اقدامات امنيتى افزون‏تر نمى‏شد. &lt;BR&gt;آدمونى در امتناع از دادن اطلاعات خاص در مورد كاميون به آمريكايى‏ها، گفت: &quot;نه، ما به لبنان نرفته‏ايم كه آمريكايى‏ها را حفظ كنيم. آن‏ها خودشان كشور بزرگى هستند. فقط اطلاعات معمولى برايشان ارسال كنيد &quot;. &lt;BR&gt;اما در عين حال به كليه‏ى تأسيسات اسرائيلى اطلاع داده شد در آمادگى ويژه باشند. &lt;BR&gt;ساعت شش و بيست دقيقه صبح 23 اكتبر 1983م يك كاميون مرسدس بزرگ به فرودگاه بيروت نزديك شد. به راحتى از مقابل پست‏هاى نگهبانى اسرائيلى در همان نزديكى گذشت. از يك محل بازرسى ارتش لبنان رد شد. و به طرف پاركينگ پيچيد. يك تفنگدار دريايى با علامت سوت، سرعت گرفتن كاميون را اطلاع داد؛ اما قبل از اين‏كه بتواند كار ديگرى بكند، كاميون غرش‏كنان به طرف مدخل ساختمان چهار طبقه‏اى كه محل سكونت گردان هجده تفنگداران آمريكايى و از بتون مسلح مقاوم در برابر حملات هوايى ساخته شده بود، حركت كرد. دروازه‏ى آهنى را ويران ساخت، يك پست نگهبانى را كه از كيسه‏هاى شن فراهم آمده بود در هم كوبيد، از يك مانع ديگر گذشت. سينه‏اش را به ديوارى از گونى‏هاى شن كه در برابر سرسرا قرار داشت كوبيد، و آن‏گاه باچنان نيروى مهيبى منفجر شد كه ساختمان مستحكم را به ويرانه‏اى مبدل ساخت. &lt;BR&gt;چند دقيقه‏ى بعد از آن، كاميون ديگرى به قرارگاه چتربازان فرانسوى كه در حدود دو مايلى قرارگاه آمريكايى‏ها قرار داشت، برخورد كرد و انفجار آن به حدى بود كه كل ساختمان را ويران كرده و 58 فرانسوى را كشت. &lt;BR&gt;از بين رفتن 241 تفنگدار دريايى آمريكا كه اكثراً در خواب بودند، طى يك روز، تلفاتى بود كه از هنگام تهاجم عيدِ &quot;تِت &quot; كه در1346/10/23 ه.ش (13 ژانويه 1968م)، در حين جنگ ويتنام رخ داد و246 كشته به جا گذاشت، سابقه نداشت. &lt;BR&gt;... در قرارگاه موساد از اين‏كه ما هدف حمله نبوده‏ايم، نفس راحتى كشيديم. تا آن‏جا كه به موساد مربوط بود، اين جريان حادثه‏اى جزئى ارزيابى مى‏شد كه ما در مورد آن تا حدودى سهل‏انگارى كرده بوديم؛ اما بايد جريان را به كسى نمى‏گفتيم. مسئله اين بود كه چنانچه جريان را افشاء مى‏كرديم، ردّ آن را مى‏گرفتند و عاملمان كشته مى‏شد. آن‏گاه دفعه‏ى بعد، چنانچه نوبت حمله كردن به‏خود ما بود، خبر نمى‏شديم. در اين صورت آمريكايى‏ها چه مى‏گفتند؟ لابد شانه‏اى بالا انداخته و مى‏گفتند: &quot;اسرائيلى‏ها در لبنان فضولى كرده و خودشان راقاطى جريان كردند. اين هم سزايشان &quot;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;*تلفات اشغالگران &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;درباره‏ى تلفات و كشته‏هاى نظاميان آمريكا در انفجار مقر مارينز، از سوى منابع غربى و عربى اظهار نظرهاى متفاوتى ارائه شده است. بعضى منابع غير رسمىِ لبنانى مدعى هستند كه جداى از كشته‏هاى آمريكايى، تعدادى از نيروهاى شبه نظامى فالانژيست در اين حادثه كشته شده‏اند كه &quot;حزب كتائب &quot; (فالانژيست‏ها) از اعلام آمار تلفات خود امتناع كرده است؛ همچنين گفته مى‏شود تعدادى از زنان روسپى نيز كه براى سرگرمى سربازان آمريكايى آمده بودند، جزو كشته‏ها بوده‏اند. دكتر &quot;سعد ابوديه &quot; كشته‏هاى آمريكايى را 239 نفر، مجروحين را75 نفر و مفقودالاثرها را 30 سرباز ذكر كرده است. مجله &quot;الَوحَده &quot; چاپ لبنان، تلفات آمريكا را 241 كشته و 105مجروح عنوان كرده است. &lt;BR&gt;&quot;جبهه‏ى مقاومت ملى لبنان &quot; در كتاب &quot;العمليات الاستشهاديه &quot; آورده‏است: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&quot;با مرگ چند مجروح اين حادثه در بيمارستانى در آلمان غربى [چند روز پس از عمليات ]كشته‏ها بالغ بر 260 نفر و مجروحين نيز 30نفر بود كه عده‏اى از آن‏ها تا ابد فلج شده‏اند و در حال حاضر در آسايشگاه معلولين در آمريكا به سر مى‏برند. &quot; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&quot;روبرت فيسك &quot; در كتاب &quot;وَيلات وطن &quot; نوشته است: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&quot;براى آمريكا اين تلفات 241 تفنگدار خيلى عظيم بود. حتى در جنگ ويتنام در عرض يك روز اين تعداد كشته نداده بودند... پيرمرد مسنّى كه در نزديكى مقر، دكه‏ى آب ميوه فروشى داشته است، نيز جزو كشته شدگان بود &quot;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&quot;جوون كوولى &quot; خبرنگار آمريكايى در كتاب خود &quot;الَحِصاد &quot; تعداد كشتگان آمريكايى را 245 نفر ذكر كرده است. &quot;روزنامه جمهورى اسلامى &quot; چاپ تهران، از قول تلكس خبرگزارى‏هاى خارجى نوشت: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&quot;بر اثر آتش سوزى در انبار مهمات نيروهاى آمريكايى، تعداد تلفات افزايش يافت و عمليات نجات با مشكل روبه‏رو شد &quot;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&quot;رابين رايت &quot; در &quot;الغَضَب‏المُقَّدس &quot; اين گونه آورده است: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&quot;بيش‏تر سربازان در رختخواب‏هايشان زير آوار ماندند و كشته شدند؛ چون ساختمان به تلى از خاك و قطعات سيمان و ميله‏هاى خميده و شكسته تبديل شده بود. چند نفر هم شانس آوردند كه از پنجره به بيرون پرتاب شده بودند...پس از آن‏كه گروه نجات يك هفته تمام در زير خروارها خاك و بتون به دنبال افرادى كه احتمالاً زنده مانده‏اند مى‏گشتند و غالباً هم با احتياط و ابزار آلات سبك اين جستجو را انجام مى‏دادند تا به زنده ماندگان احتمالى آسيبى نرسد، به ناچار عمليات جستجو متوقف شد و بقيه‏ى مفقودين را جزو كشته‏شدگان منظور كردند و اين احتمال داده شد كه اين‏ها هم مثل راننده‏ى كاميون، به پودر تبديل شده باشند. در پايان عمليات، آمار كلّىِ از بين رفتگان متعلق به پايگاه آمريكايى مارينز 241 نفر اعلام شد. &quot; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&quot;جورج بال &quot; در كتاب &quot;خطا و خيانت در لبنان &quot; درباره‏ى خسارات آمريكا طى حضور نيروهاى نظامى‏اش در لبنان، مى‏نويسد: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&quot;حدود 300 تفنگدار دريايى خود را از دست داديم. 1800 تفنگدار دريايى به مدت 18 ماه در شرايطى زندگى كردند كه بى دفاع، در كنار آتش قرار داشتند. بيش از 22 ماه يك ناوگان آمريكايى همراه 30 هزار ملوان و پرسنل دريايى و حدود 100 هواپيما در عرشه‏ى ناوهاى هواپيما بر، دور از ساحل لبنان،در حالت آماده باش كامل منتظر بودند كه چه موقع هدف حملات انتحارى قرار مى‏گيرند. تعداد بى‏شمارى از دروزى‏ها، شيعيان و سربازان و غير نظاميان سورى و لبنانى، به وسيله توپ‏ها و هواپيماهاى مستقر در ناوگان آمريكا كشته شدند.روزى هم كه سرانجام لبنان را ترك كرديم، نه تنها هيچ چيز به دست نياورده بوديم، بلكه بهاى سنگينى نيز براى اين اقدام پرداخته، قدر و منزلت خود را از دست داديم و شهرت آمريكا را به عنوان كشورى كه از عقل سليم پيروى مى‏كند. لكه‏دار كرده بوديم &quot;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;جورج بال، در بخشى ديگر از كتاب خود، تعداد كشته‏شدگان آمريكايى در مقر مارينز را ذكر كرده و مى‏نويسد: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&quot;طى انفجار يك كاميون حاوى بمب، پايگاه تفنگداران ما، در كنار فرودگاه بيروت منهدم شد و265 نفر از آن‏ها به قتل رسيدند. &quot; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;*تحليلي از عمليات مارينز &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;رابين رايت &quot; در شرح و تحليل حمله‏ى شهادت‏طلبانه به مقر مارينز مى‏نويسد: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&quot;خيلى زود معلوم شد كه عمليات چه قدر درست و بى‏عيب و نقص طراحى شده است. ستوان &quot;هُشام جابر &quot; افسر لبنانى رابط در مقر تفنگداران دريايى آمريكا، گفت: براى طراحى عملياتى از اين نوع، داشتن اطلاعات بسيار زيادى لازم است. آدم بايد از وضع ساختمان اطلاع كافى داشته باشد و بداند كه قسمت آسيب پذير آن كجاست و نيز بايد بداند كه نگهبانى ساختمان به چه‏صورت و طبق چه برنامه‏اى است. علاوه بر اين‏ها بايد بداند كه عبور از موانع خيابانى چيده شده بر سر راه وسايل نقليه، كه ارتش لبنان در اطراف مقر آمريكايى‏ها تعبيه كرده بود، به چه صورت امكان‏پذير است و نيز بايد بداند كه سربازان روزهاى يكشنبه ديرتر از خواب بيدار مى‏شوند. با اين حساب، معلوم مى‏شود كه راننده‏ى خندان و از جان گذشته‏ى كاميون، به طور اتفاقى و از طريق بخت و اقبال نبوده كه توانسته است خود را تا درِ ورودى ساختمان مقر برساند. &quot; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;برخلاف تحليل‏ها و تصورات رابين رايت، براى شناسايى ساختمان و نقاط ضعف آن، نياز به تلاش چندان زيادى نبوده است؛ چون اين ساختمان پيش از آن‏كه مقر نيروهاى مارينز باشد، مركز كنترل پروازهاى فرودگاه بيروت بوده و مسلماً افراد زيادى در آن‏جا رفت و آمد داشته‏اند و به همين لحاظ كسب اطلاعات درباره‏ى آن‏جا بسيار مشكل نبوده است.گذشته از آن، وقتى كسى طرح حمله با كاميون محتوى هزاران كيلو مواد منفجره به چنان مقرى را مى‏ريزد، چندان نيازى ندارد كه مكان‏هاى اصلى و تجمع نفرات را بداند؟ چرا كه همه‏ى ساختمان بر سر ساكنان آن ويران شد و جاى امن و دور از انفجارى باقى نماند. &lt;BR&gt;يكى از مهم‏ترين عوامل در موفقيت اين عمليات، اصل غافلگيرى بود. نيروهاى آمريكايى كه تا آن روز مغرورانه و وحشيانه گلوله‏هاى توپ عظيم ناو نيوجرسى را بر سر مردم لبنان مى‏كوبيدند، همواره خود را برترين قدرت نظامى مى‏دانستند و به هيچ وجه انتظار نداشتند و در تصور و خيالشان هم نمى‏گنجيد كسى جرأت چنين حمله‏اى به نيروهاى نظامى آمريكا را داشته باشد. البته اين تصور نسبت به گروه‏هاى غيراسلامى كاملاً صحيح بود. مثلاً پس از انفجار مارينز، بسيارى از احزاب كمونيستى وابسته به شوروى سابق، كه با وارد آمدن اين ضربه‏ى بسيار سنگين بر قواى آمريكا در لبنان، خود را در معرض اتهام مى‏ديدند،خيلى سريع عدم هر گونه اطلاع و يا ارتباطى با اين حمله را اعلام كردند تا مبادا مورد خشم و غضب ابر قدرت غرب قرار گيرند. &lt;BR&gt;ساعتى پس از انفجار، مردم متعجب و سراسيمه بدان سو شتافته بودند. به دليل حضور شيعيان در مناطق جنوبى آنان اولين نفرات بودند كه به آن‏جا رسيدند و سربازان عياش آمريكايى را كه تا روز قبل در كوچه و خيابان به اذيت و آزار مردم مى‏پرداختند، در اوج خفت و ذلت ديدند و لبخند شادى بر لبانشان نقش بست. در آن ميان، ديدگان متعجب جمعيت متوجه يكى از روحانيون اهل سنت شد كه به روى سقف يكى از آمبولانس‏هاى صليب سرخ، كه در نزديكى مقر ويران شده ايستاده بود، رفت و با شور و شوق فراوان،خطاب به كماندوهاى آمريكايى كه اطراف مقر را محاصره كرده و يا ميان آوار به دنبال اجساد تكه تكه شده‏ى همقطاران خود مى‏گشتند، با صداى بلند و رسا گفت: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آهاى آمريكايى‏هايى كه هر روز براى ما در تلويزيون ناوهايتان را نشان مى‏داديد و توپ‏هاى عظيم نيوجرسى را به رخ ما مى‏كشيديد و ملت ما را از آن‏ها مى‏ترسانديد، سرانجام خداوند توپى برسرتان كوبيد كه به هيچ وجه قوى‏تر و كوبنده‏تر از آن را پيدا نخواهيد كرد. و اكنون، اين ما هستيم. مردمى كه با گلوله‏ها و توپ‏هايتان بر سرشان مى‏كوفتيد! اين ماييم كه شما را مسخره مى‏كنيم و حقيرتان مى‏دانيم.... و حالا اين شماييد كه در اوج ذلت هستيد... &quot;! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;با پخش خبر انفجار مقر آمريكايى‏ها، مردم ستم كشيده بيروت و به خصوص مسلمانان، شادمان و خوشحال اين ضربه عظيم را بر پيكر جنايتكاران &quot;يانكى &quot; تبريك گفتند؛ و اين همه، در حالى بود كه كماندوهاى آمريكايى، وحشت‏زده و ديوانه‏وار، ميان سقف فرو ريخته و مكان‏هايى كه زمانى اتاق استراحت سربازان بود، بدن‏هاى له شده و قطعات آنان را بيرون مى‏آوردند. سگ‏هاى آموزش ديده‏ى ارتش نيز وارد عمل شدند و ميان ويرانه‏ها بو مى‏كشيدند و جستجو مى‏كردند. به قدرى بدن‏ها تكه تكه و پخش شده بودند، كه سگ‏ها هم گيج شده بودند كه سراغ كدام بروند. در آن ميان، نكته‏اى بر سر زبان مردم بيروت كه ناظر تلاش كماندوها و سگ‏هايشان بودند، جارى و همه‏گير شد، آن‏ها مى‏گفتند: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&quot;هيچ نيازى به سگ‏هاى آموزش ديده نيست. هر جا برگى از مجله‏هاى مبتذل و شيشه‏هاى مشروب ديديد، سريع آن‏جا را بگرديد و مطمئن باشيد كه چند سرباز آمريكايى اطراف آن پيدا خواهيد كرد &quot;! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پس از انهدام مقر مارينز، آمريكا نيروهاى باقى‏مانده‏ى خود را كه در حالتى عصبى و روانى به سر مى‏بردند، به ناو &quot;آيزنهاور &quot; منتقل نمود و ناونيوجرسى را در خليج لبنان متمركز كرد و نيروهايى هم در اطراف مقر منهدم شده قرار داد تا خبرنگاران و عكاسان غريبه نتوانند به آن‏جا نزديك‏تر شوند. در تشكيل اين كمر بند امنيتى و حفاظتى، تعداد زيادى از نيروهاى مارونىِ ارتش لبنان نيز كمك كردند؛ همچنين تعدادى از نيروهاى وحشت‏زده و هراسان ايتاليايى جزو نيروهاى حافظ صلح در حفاظت از مقر ويران، به آمريكايى‏ها كمك كردند. &lt;BR&gt;مجروحين حادثه، كه تعدادشان از كشته‏ها كم‏تر بود، به وسيله‏ى هلى‏كوپترهايى كه در باند پرواز، واقع در پاركينگ به زمين نشسته بودند و چرخش پروانه‏هايشان بوى تعفّن و دود را به اطراف مى‏پراكند، به ناو هواپيما بر &quot;كِنِدى &quot; منتقل شدند و از آن‏جا، بلافاصله با هواپيما به &quot;بيمارستان نيروى هوايى انگليس &quot; در كشور &quot;قبرص &quot; انتقال پيدا كردند.اين بيمارستان، جهت مداواى اوليه و كارهاى اورژانسى براى مجروحين انفجارات بيروت، به حال آماده باش در آمده بود. جالب اين بود كه چنان وحشت و هراس در آن‏ها اثر گذاشته بود، كه آمريكايى‏ها به هيچ‏وجه حتى حاضر نشدند مجروحينشان را به &quot;بيمارستان آمريكايى بيروت &quot; ببرند. &lt;BR&gt;يكى از شاهدان حادثه، كه همراه نيروهاى امدادگر صليب سرخ و &quot;سازمان دفاع غير نظامى &quot; براى كمك به مجروحين، در محل انفجار حضور پيدا كرده بود، مى‏گويد: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;يكى از مجروحين آمريكايى را كه لباس نيروهاى مارينز بر تن داشت و بر اثر انفجار، جراحات زيادى برداشته و چندان هم به هوش نبود، به سرعت داخل آمبولانس گذاشتيم. ناگهان متوجه شديم كه كماندوى آمريكايى،وحشت‏زده و با چشمانى كه از ترس گرد شده بودند، به عكس كوچكى از امام خمينى كه به شيشه‏ى داخل آمبولانس چسبيده بود، اشاره كرد و با داد و فرياد گفت: &quot;نه... نه... من سوار اين آمبولانس نمى‏شوم... مرا پياده كنيد... اين بلا را او به سرِ ما آورد... او ما را كشت... &quot; و از آمبولانس پياده شد &quot;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سازمان دفاع غيرنظامى لبنان، با صدور اطلاعيه‏اى در راديو و تلويزيون، از صاحبان لودر، بلدوزر و جرثقيل، خواست تا براى كمك به عمليات نجات، به محل انفجار بشتابند. &lt;BR&gt;تنها دو روز بعد از انفجار، بوى تهوع‏آورِ باقى مانده‏ى اجساد در ميان آوار ساختمان، به قدرى وحشت آور شده بود كه ماسك‏هاى مخصوص ميان نيروهايى كه در عمليات نجات شركت داشتند توزيع شد. به نگهبانانى كه در اطراف سيم‏هاى خاردار و تورى‏هاى كشيده شده نگهبانى مى‏دادند دستور اكيد داده شد كه به طرف هر كس كه به در اصلى مقر نزديك شد، تيراندازى كنند. &lt;BR&gt;بعد از عمليات، بحث‏هاى مختلفى پيرامون چگونگى آن، در مطبوعات و مراكز تحقيقى و پژوهشى پيش آمد. بعضى اطلاعات و معلومات اشاره داشتند كه كاميون از صبح زود در مكانى نزديك به محل انفجار قرار داشته است و راننده و طراحان اصلى حمله، بسيار دقيق از وضعيت طراحى و مهندسىِ ساختمان اطلاع داشته، و اين اطلاعات را يك هفته قبل از عمليات به دست آورده و تكميل كرده‏اند. &lt;BR&gt;يكى از نكات مهم در اين انفجار، كه كارشناسان آمريكايى را بيش‏تر از ديگران به خود مشغول داشته بود، چگونگى موفقيت راننده در گذر از پست‏هاى بازرسى ارتش لبنان و آمريكا، در رساندن خود به مقر بود. &lt;BR&gt;تحليل ديگر پيرامون عمليات، اين بود كه راننده، فقط نقش هدايت كاميون را به طرف هدف بر عهده داشته و به محض ورود به مقر، توسط گروهى كه در نزديكى محل حادثه مستقر بوده‏اند، به وسيله دستگاه كنترل از راه دور و بى‏سيم، چاشنى اصلى زده و كاميون منفجر شده است. &lt;BR&gt;دلايل بسيارى بر رد اين تحليل و ادعا وجود دارد كه مهم‏ترين آن مى‏تواند اين باشد كه با وجود دستگاه‏هاى مخابراتى بسيار زياد و سيستم‏هاى پيشرفته‏ى بى‏سيم كه آمريكا در اطراف ساختمان قرار داده بود استفاده از دستگاه بى‏سيم براى زدن چاشنى، امرى بسيار ضعيف مى‏نمايد؛ چون اين امكان زياد بود كه تداخل امواج راديويى مانع از سرعت عمل چاشنى شود. &lt;BR&gt;تحليل ديگرى نيز در اين باره وجود دارد مبنى بر اين‏كه راننده‏ى كاميون، براى اجراى اين حمله يك دوره‏ى آموزشى ديده و خود را براى چنين روزى آماده كرده است كه پس از انفجار، ماده‏ى &quot;هيكسوژن &quot; بدن او را به طور كامل از بين برده است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بعد از عمليات &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بلافاصله پس از انفجار مقر مارينز، جوّ رُعب و وحشت بر روحيه‏ى نيروهاى خارجى حاضر در لبنان، به خصوص آمريكايى‏ها سايه افكند. از آن روز به بعد، گزارش‏ها و تهديدهاى مكررى درباره‏ى كاميون‏هاى بزرگى كه به سرعت در حركت بودند، و راننده‏هايشان لبخند بر لب داشتند، به نيروهاى مداخله‏گر مى‏رسيد و آن‏ها را در كابوس مرگ فرو مى‏برد. &lt;BR&gt;نيروى دريايى آمريكا، تشكيلات خود را به پناهگاه‏هاى زيرزمينى منتقل كرد و بعضى از تفنگداران را هم در كانتينرهايى كه با كيسه‏هاى پراز شن استتار شده و به صورت سنگر در آمده بودند، مخفى كرد. &lt;BR&gt;در نزديكى مقر مارينز، بر ويرانه‏هايى كه تا چندى پيش سرفرماندهى نيروهاى تفنگدار دريايى آمريكا در بيروت بود، بر روى تابلويى چوبى، به رنگ سرخ نوشته شده بود: &quot;نزديك نشويد، محل جنايت &quot;! &lt;BR&gt;در همان اولين ساعات پس از انفجار، كارشناسان و متخصصان تخريب و انفجارات به آن‏جا شتافتند و خيلى سريع به جمع‏آورى همه‏ى قطعات هر چند بسيار كوچك ماشين مهاجم پرداختند؛ بلكه به سرنخى دست پيدا كنند. &lt;BR&gt;پس از حمله به مقرهاى آمريكايى و فرانسوى، رعب و وحشت عجيبى بر ديگر نيروهاى خارجى حاكم شد. در جاده‏اى كه از منطقه‏ى شيعيان جنوب بيروت مى‏گذشت و به فرودگاه و مقر مارينز منتهى مى‏شد، نيروهاى ايتاليايى و انگليسى بيمارستانى بر پا كرده بودند كه برخى نيروهاى مسلمان به هنگام درگيرى، از آن‏جا امكانات پزشكى مى‏گرفتند. هر گاه مسئولين بيمارستان از ارائه‏ى خدمات پزشكى ممانعت مى‏كردند، نيروهاى مسلمان با تبسمى معنا دار خطاب به آنان مى‏گفتند: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دوست داريد مثل آمريكايى‏ها، يك ماشين برايتان هديه بفرستيم؟ &lt;BR&gt;آن‏ها نيز بى درنگ پاسخ مى‏دادند: &quot;نه... نه... هر چه مى‏خواهيد ببريد... فقط ماشين نفرستيد. &quot; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;با گذشت چهار روز از حادثه‏ى مرگبار، عمليات روانى و ايجاد ترس و ناامنى در ميان نيروهاى آمريكايى، همچنان ادامه داشت و آنان را دچار ناراحتى‏هاى روانى و عصبى مى‏كرد. &lt;BR&gt;سحرگاه روز پنجم،اين شايعه قوت گرفت كه يك كاميون حامل مواد منفجره، در حال حركت به طرف يكى ديگر از مراكز تجمع نيروهاى آمريكايى در اطراف فرودگاه بيروت است. بلافاصله تفنگداران دريايى،وحشت‏زده و مبهوت، به حال آماده باش در آمدند؛ به دنبال آن، گروه‏هاى گشت مشترك ارتش لبنان و آمريكا، در اول جاده‏ى فرودگاه به‏گشت‏زنى پرداختند و با ايجاد پست‏هاى ثابت بازرسى، كليه اتومبيل‏ها و به خصوص كاميون‏هايى را كه در آن جاده در حال تردد بودند، مورد تفتيش و كنترل دقيق قرار دادند. اين چندمين بارى بود كه نيروهاى آمريكايى، با پخش چنين شايعاتى، هراسان به خارج از پايگاه‏هاى خود هجوم مى‏بردند. &lt;BR&gt;از نيروهاى غربى، فقط ايتاليايى‏ها در منطقه شيعه نشين &quot;برج البراجنه &quot; مقر داشتند كه برخورد آنان با مردم نسبت به آمريكايى‏ها خيلى بهتر بود. به همين دليل هيچ گونه عملياتى عليه آنان انجام نشد؛ به جز چند مورد حمله براى تصاحب سلاح و مهمات. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بازتاب عمليات &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پس از حمله به مقر مارينز، وزارت خارجه و تجّار آمريكايى، به منظور مقابله با تهديدات فزاينده عليه آمريكا در كشورهاى مختلف، يك گروه موسوم به &quot;شوراى مشورتى و امنيتى ماوراء بحار &quot; تشكيل دادند.اين گروه كه در گزارش راديو آمريكا از آن به عنوان گروه ضد تروريستى ياد شده بود، قصد داشت با تبادل اطلاعات، از حمله به سفارتخانه‏هاى آمريكايى و شركت‏هاى خصوصى اين كشور پيش‏گيرى نمايد. &lt;BR&gt;انفجار مقر مارينز، بسيارى از طرح‏ها و برنامه‏هاى آمريكا براى دخالت هر چه بيش‏تر در لبنان را به هم ريخت، و بسيارى از تحليل‏گران و صاحب‏نظران را به اعتراض عليه سياست‏هاى سردمداران سياسى آمريكا واداشت. رابين رايت در گزارش خود درباره‏ى اين عمليات مى‏نويسد: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&quot;اين حمله، اعتراض و مخالفتى بود بس عجيب و وحشتناك با سياست‏هاى آمريكا و نيروهاى چند مليتى. يك بار ديگر مقاومتى كه دست‏كم گرفته شده بود، اوضاع را كاملاً وارونه كرد. اكنون فقط اين سؤال مطرح بود كه چه زمانى نيروهاى چند مليتى از لبنان خارج خواهند شد؟ &lt;BR&gt;...اقدام انتحارى، ديگر يك حادثه‏ى محدود و كم دامنه نبود؛ بلكه در حكم يك جنبش بود كه در مقابله با آن، نه از دستگاه سازمان‏هاى اطلاعاتى و نه از بر جستگان و نخبگانِ نظامى ابرقدرت دنياى آزاد، كارى ساخته بود... &quot; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&quot;جورج بال &quot; درباره‏ى زمينه سازان اين حادثه مى‏نويسد: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&quot;تصميم ابلهانه‏ى حكومت ريگان در اعزام تفنگداران آمريكايى به سرزمين پركينه و نفرتِ لبنان، نتيجه‏اى بسيار اسف‏انگيز در انفجار مقر مارينز به بار آورد. &quot; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;روزنامه‏ى &quot;پِراودا &quot; ارگان &quot;حزب كمونيست &quot; شوروى سابق، پس از اين حادثه نوشت: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&quot;پاييز گذشته كه تفنگداران دريايى آمريكايى به بيروت اعزام شدند، قرار بود براى يك مدت محدود به منظور جدا نگه داشتن طرف‏هاى درگير در لبنان عمل كنند؛ لكن اكنون اين تفنگداران وارد جنگ شده و شهرهاى لبنان را با موشك و گلوله زير آتش گرفته‏اند. &lt;BR&gt;داستان ويتنام بار ديگر در لبنان شروع به شكل گرفتن كرده است.نيروهاى آمريكايى، روز به روز عميق‏تر درگير جنگ در كوه‏هاى لبنان [مناطق مسلمان‏نشين] شده‏اند و ژنرال‏ها، آزادى بيش‏ترى براى كشتار پيدا كرده‏اند... &quot; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دولت واشنگتن در اولين ساعات، سعى كرد در مقابل كشتار تفنگداران دريايى‏اش عكس‏العمل تندى نشان دهد. رونالد ريگان،رئيس‏جمهورى آمريكا، در حالى كه سخنانش از شبكه‏ى سراسرى تلويزيونى پخش مى‏شد خطاب به گروهى از خبرنگاران گفت: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&quot;مسببين اين حادثه بايد انتقام پس بدهند و پس خواهند داد. ما نبايد اجازه دهيم كه جانيان بين‏المللى و مزدوران آدم‏كش آن‏ها، صلح و امنيت را به‏خطر بيندازند... ما هرگز نبايد بگذاريم كسانى كه خواهان خروج ما از لبنان هستند، كنترل اين منطقه‏ى حياتى را دوباره در دست بگيرند &quot;. &lt;BR&gt;ژنرال &quot;جان ويسى &quot; فرمانده كل نظامى آمريكا در منطقه، اخطار كرد: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&quot;كسانى كه باعث و بانى اين حادثه در مقر سپاه صلح بوده‏اند، از انتقام مصون نخواهند ماند... &quot;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&quot;ملك فهد &quot; پادشاه عربستان، اين عمليات را به عنوان يك اقدام بيهوده محكوم كرد و گفت: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&quot;اين حادثه براى ما دردناك بود؛ همه از تلفات آمريكايى‏ها و فرانسوى‏ها آگاهيم و اميدواريم قدرت‏هاى بزرگ درك كنند كه اين انفجارات، مبيّنِ يك اقدام شخصى است &quot;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در آمريكا، جستجو براى يافتن عاملين انفجارها، در هر جا به روال خودش ادامه داشت. در كنگره، و در وزارت دفاع، تحقيقات رسمى روى ساختار فرماندهى نظامى و تدارك امنيتى و حراستى مقر تفنگداران، در جريان بود. &lt;BR&gt;در گزارش كنگره‏ى آمريكا، بيش‏ترين مسئوليت را متوجه سرهنگ &quot;تيموتى جى.گرانتى &quot; فرمانده‏ى نيروهاى مارينز دانسته بودند؛ زيرا تداركات امنيتى مقر ناكافى بوده و اشتباهات بزرگى از نظر موقعيت مكانى محل و همچنين سلسله مراتب فرماندهى وجود داشت. &lt;BR&gt;در بررسى‏ها، اين نظر غلبه داشت كه هيچ گونه پيش‏بينى و تداركات امنيتى، حراستى نمى‏تواند جلوى كسى را كه از جانش گذشته است و مى‏خواهد عمليات انتحارى (شهادت‏طلبانه) انجام دهد، بگيرد. نه تحقيقات و بررسى‏هاى آمريكايى‏ها و نه تلافى‏جويى‏هاى فرانسوى‏ها و اسرائيلى‏ها، هيچ كدام به نتيجه‏اى نرسيد. آمريكايى‏ها به اين قناعت كردند كه واقعيت را بپذيرند و به جستجوى عوامل حادثه بپردازند. &quot;رابين رايت &quot; درباره‏ى مقصرين و عوامل انفجار مارينز مى‏نويسد: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مقصرها و افراد مشكوك در درون ارتش شناخته شدند و براى آن‏ها مجازات و تنبيهاتى در نظر گرفته شد؛ ولى اين اقداماتِ داخلى و مقطعى، خود دليلى بر اين امر بود كه ايالات متحده‏ى آمريكا و همفكران غربى‏اش، هنوز ابعاد اين پديده‏ى جديد را نشناخته‏اند. &lt;BR&gt;... سرگرد باب جُردن يكى از مجروحين حادثه با لباس‏كار خون‏آلودش، انبوه تير آهن‏هاى خم شده و قطعات خرد شده بتون را كه دقايقى پيش از آن، محل زندگى و كار يك واحد نيروى دريايى بود، كنار مى‏زد. جردن،با خشمى تبديل شده به بغض گفت: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;چنين حمام خونى بعد از جنگ ويتنام نديده‏ام. در حقيقت اين بزرگ‏ترين فاجعه براى ارتش آمريكا بعد از جنگ ويتنام بود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ادامه دارد &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به قلم: حميد داوود آبادي &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ويژه بيست و پنجمين سالگرد عمليات استشهادي مارينز &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 03 Nov 2009 18:42:11 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=desa&amp;postid=40</comments>
<dc:creator>desa</dc:creator>
<guid>http://desa.blogfa.com/post-40.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://desa.blogfa.com/post-39.aspx</link>
<description>عجیب است که عکس شهدا را می بینیم ولی عکس شهدا عمل می کنیم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/hezbollah/28_8707170705_L600.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 30 Oct 2009 09:41:29 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=desa&amp;postid=39</comments>
<dc:creator>desa</dc:creator>
<guid>http://desa.blogfa.com/post-39.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکتتان آسیبی نرسد...</title>
<link>http://desa.blogfa.com/post-38.aspx</link>
<description>قابل توجه تمامی دشمنای رهبر                                                                                                چه خودی چه غیر خودی  &lt;FONT color=#3399ff&gt;وای اگر&lt;FONT color=#006633&gt;خامنه ای&lt;/FONT&gt; حکم جهادم دهد  &lt;FONT color=#999900&gt;...&lt;/FONT&gt;   ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد   &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#3399ff&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.leader.ir/media/album/news/9249_413.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 01 Aug 2009 10:56:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=desa&amp;postid=38</comments>
<dc:creator>desa</dc:creator>
<guid>http://desa.blogfa.com/post-38.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هيچگاه از رفتن به جبهه پشيمان نخواهم شد...</title>
<link>http://desa.blogfa.com/post-37.aspx</link>
<description> محمدعلي مهدوي جانباز قطع‌نخاعي كه در دوران دبيرستان وارد جبهه‌هاي جنگ تحميلي عراق عليه ايران مي‌شود در تاريخ 10 اسفند 1362 در منطقه طلائيه و در عمليات خيبر دچار مجروحيت و قطع نخاع مي‌شود اما با وجود حدود 26 سال ويلچرنشيني همچنان با عزمي استوار و اراده‌اي مصمم آماده هرگونه خدمتگزاري به نظام اسلامي است. به مناسبت روز جانباز با وي گفتگويي انجام داده‌ايم كه در ادامه مي‌آيد:&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://207.97.215.42/mehr_media/image/2005/12/167609_orig.jpg&quot; align=baseline border=0&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;برای خواندن مطلب زیبای مصاحبه با این جانبازعزیز به ادامه مطلب بروید...</description>
<pubDate>Wed, 29 Jul 2009 09:37:11 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=desa&amp;postid=37</comments>
<dc:creator>desa</dc:creator>
<guid>http://desa.blogfa.com/post-37.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>واما بعثت وعیدی دوباره ...</title>
<link>http://desa.blogfa.com/post-34.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 450px; HEIGHT: 344px&quot; height=561 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://rasekhoon.net/_WebSiteData/PhotoGallery/Photos/c3282c60-6170-4bc0-b913-6e0fe4fefb86.jpg&quot; width=450 align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;در آستانه بعثت و ولایت قرار داریم. این حادثه مبارك به راستى انفجار نور در قلب تاریكى‌ها و فریادى در خاموشى‌ها و هشدارى در اوج غفلت‌ها بود. عظمت و اعجاز این حركت بزرگ و توفنده را مى‌توان با مطالعه كارنامه جهان پیش از بعثت به دست آورد. &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;    قرن ششم میلادى را باید عصر حاكمیت سیاهى و تباهى نامید، چرا كه در آن زمان ابرهاى متراكم نادانى، سایه شوم و سنگین خود را بر زندگى بشر افكنده بود و جوامع آن روز در تنگناهاى اقتصادى و اجتماعى مرگبارى قرار داشتند، لیكن سنت تاریخ و قانون طبیعت و مشیت حق تعالى، همواره به اثبات رسانیده كه در چنین مقاطع حساس و یأس آور است كه روشنایى و امید از اعماق ظلمت و یأس پیدا مىشود و بهار سبز و خرم از دل زمستان سرد و بىجان متولد مىگردد. &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;در عصرى، پیام روح بخش بعثت رسول اكرم صلی الله علیه و آله بر كالبد افسرده و مرده جهان دمیده شد كه پانصد سال و به نقلى هفتصد سال از ظهور عیسى بن مریم گذشته بود. در این فترت و فاصله ممتد كسى به پیامبرى مبعوث نگردید،جهل و ظلم بر سراسر گیتى حكومت مى‌كرد و جنگ نامعقول ایران و روم نابسامانى‌ها و افسردگىهاى فراوانى به بار آورده بود. &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;شاعر دانشمند، نظامى گنجوى اوضاع راچنین ترسیم مى‌كند: &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;
&lt;TABLE dir=ltr borderColor=#111111 cellSpacing=0 cellPadding=0 width=&quot;100%&quot; align=center border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=2&gt;نشد اندر آن مدت دیر باز&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;61%&quot;&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=2&gt;به تاج رسالت سرى سرفراز&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;39%&quot;&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=2&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=2&gt;به محراب طاعت قدى خم نشد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;61%&quot;&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=2&gt;كسى در عبادت مصمم نشد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;39%&quot;&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=2&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=2&gt;نَزَد كس به راه شریعت قدم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;61%&quot;&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=2&gt;نشد چشم كس تر ز اشك ندم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;39%&quot;&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=2&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=2&gt;چنین بود اوضاع عالم خراب&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;61%&quot;&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=2&gt;كه ناگه بر آمد برون آفتاب&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;39%&quot;&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000 size=2&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;آرى، مشیت الهى بر این بود كه از گریبان تاریكى، سپیده شكافته شود و آفتاب تابناك نیّر اعظم و فخر بنى آدم،حضرت محمد بن عبد الله صلی الله علیه و آلهطلوع كند. &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;امام على علیه السلام مى‌فرماید: خداوند متعال پیامبر اسلام را هنگامى فرستاد كه از عصر پیامبران پیشین مدت زمان بسیارى سپرى شده بود و ملت‌ها در خواب عمیقى فرو رفته بودند. فتنه و فساد، جهان را از كران تا كران فراگرفته بود و اعمال زشت و پلید رواج محسوسى داشت. آتش جنگ همه جا شعله‌ور بود و دنیا،چهره‌اى بى‌فروغ و پر از مكر و فریب به خود گرفته بود. برگ‌هاى درخت زندگى زرد و پژمرده گشته و از میوه آن خبرى نبود. آب حیات [معنوى و اخلاقى] فرو خشكیده و نشانه‌هاى هدایت،كهنه و خراب، و پرچم هدایت،سرنگون گشته و بیرق‌هاى پستى و گمراهى همه جا در اهتزاز بود. زندگى با سیمایى كریه و عبوس با اهل دنیا روبرو بود. میوه درختش، فتنه و خوراكش،مردار و بر دل‌هاى مردم وحشت و اضطراب و بر برون آنان شمشیر حاكم بود.(1) &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;&lt;A href=&quot;http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/ProphetMohammed/2006/8/17/19343.html#00&quot; name=01&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;انقطاع وحى و تداوم بعثت&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/B&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;پس از رحلت رسول اكرم صلی الله علیه و آلهوحى منقطع شد،ولى بعثت همواره پویا بود و به حركت خود ادامه مى‌داد. پیامبر اكرم در عصر بعثت، دین را تبیین و تمام عوامل سعادت و بدبختى را براى جامعه بیان كرد و تحولى در جهان به طور كلى و در جزیرة العرب به گونه اخص ایجاد نمود. یكى از دانشمندان غربى مىنویسد: &quot;اگر من در قرن بیستم در مقابل پیشوایان دانش اروپا با صداى بلند بگویم: روح حضرت محمد بزرگ‌ترین روحى است در میان بشر كه از بدو پیدایش وى تا امروز شخصیتى همانند او پیدا نشده است،كسى نمى‌تواند در صحت گفتار من تردید كند و اگر كسى در این سخن تردید نماید، مى‌گویم در جهان مردى را نشان دهید كه به تنهایى در یكى از این امور موفق شده باشد: &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;1 ـ ملتى را مانند ملت عرب كه به قبایل مختلف منقسم و دشمن یكدیگر بودند،متحد كند؛ &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;2 ـ رذایل موروثى ملت را نابود ساخته و آنان را به فضایل بیاراید؛ &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;3 ـ عقاید باطل و خرافى را از میان ملتى بردارد و آنان را به دینى معتقد كند كه تا امروز در عالم،توسعه و انتشار روز افزون داشته و در آینده انتظار آن هست كه بر همه ادیان جهان غالب آید؛ &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;4 ـ قانونى براى زندگى و نجات بشر بیاورد كه ملت دور افتاده عرب را در سایه آن قانون بر دنیا سیادت دهد.(2) &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;به بركت بعثت نبى مكرم اسلام صلی الله علیه و آلهبود كه علم و دانش عمومى شد و از انحصار شاهزادگان و مؤبدان و درباریان در آمد. حكومتى مبتنى بر عدل و داد و مردم سالارى دینى بر پا شد كه به فرموده قرآن: &quot;لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْط&quot; پیامبران با دلیل و برهان و معجزه و كتاب آمدند تا مردم خود به پا خیزند و قسط و عدالت را جارى سازند. &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;&lt;A href=&quot;http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/ProphetMohammed/2006/8/17/19343.html#00&quot; name=02&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;ولایت، تداوم بعثت&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/B&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;پیامبر اكرم با داشتن مقام ولایت و امامت،محتواى بعثت را پیاده كرد و با ایجاد عالى‌ترین شكل حكومت، به بعثت تداوم بخشید. در خطابه‌اى كه در حجة الوداع ایراد كرد و حضرت على علیه السلامرا به عنوان جانشین بعد از خود منصوب كرد،حیات مجددى در كالبد بعثت دمید كه پس از امام على علیه السلاماین حركت به وسیله فرزندان معصومش ادامه یافت تا عصر غیبت كبرى فرا رسید. &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/ProphetMohammed/2006/8/17/19343.html#00&quot; name=03&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;تداوم بعثت تا ظهور حجت&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;حركت پر بركت بعثت به یارى اهل‌بیت پیامبر تا عصر غیبت تداوم یافت و هم اكنون نیز به یمن علماى اسلام و مراجع تقلید كه نواب عام آن حضرت مى‌باشند،همچنان پیش مىرود تا منجى بشریت،موعود ملل، امام زمان(عج) ظهور نماید و دنیا را از عدل و داد لبریز سازد و احكام روح بخش اسلام را از كران تا كران حاكم قرار دهد. &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: &quot;اگر از عمر دنیا جز یك روز باقى نماند،خداوند متعال آن روز را به قدرى طولانى خواهد كرد تا مردى از اهل‌بیت من كه نامش هم نام من و كنیه‌اش مانند من است، خروج و قیام كند: یَمْلأ ُاللّه بِه الأَرْضَ قِسْطَاً وَ عَدْلاً بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً.&quot;(3) &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;همان گونه كه بعثت پیامبر اكرم در بدترین عصر تحقق یافت،ظهور حضرت حجت(عج) نیز در هنگامى است كه ظلم و جور و یأس و نومیدى جهان را فراگرفته باشد. در آن زمان از اسلام جز اسمى و از قرآن جز درسى باقى نمىماند. ابى بصیر از امام صادق علیه السلام نقل مى‌كند كه فرمود: &quot;به خدا سوگند گویا مىبینم كه بین ركن و مقام، بر كتاب و برنامه جدید از مردم بیعت گرفته و بر ملت عرب سخت مىگیرد. آن گاه فرمود: وَیْلٌ لِطُغاةِ الْعَرَبِ مِنْ شَرٍّ قَدْ اِقْتَرَبَ؛واى بر سركشان ملت عرب از شرّى كه تحقیقاً به زودى آنان را فرا خواهد گرفت.&quot;(4) &lt;/FONT&gt;
&lt;H3&gt;&lt;FONT color=#000000 size=2&gt;اللهم عجل فرجه و اجعلنا من انصاره و اعوانه.&lt;/FONT&gt;&lt;/H3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;B&gt;پاورقی‌ها:&lt;/B&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;1ـ نهج البلاغه دشتى،خطبه 89. &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;2 ـ به نقل از : مكتب اسلام، شماره پنجم،سال اول، ص 22. &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;3 ـ سنن ابى داود،ج 4، ص 107/كنز العمال، ج 14،ص 264. &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;4ـ بحار الانوار، ج 52،ص 135/ ینابیع المودة،ص 489. &lt;/FONT&gt;
&lt;H3&gt;&lt;FONT color=#000000 size=2&gt;منبع:&lt;/FONT&gt;&lt;/H3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;پایگاه سراج،&lt;B&gt;&lt;/B&gt; محمدباقر شریعتی سبزواری.&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Mon, 20 Jul 2009 09:48:32 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=desa&amp;postid=34</comments>
<dc:creator>desa</dc:creator>
<guid>http://desa.blogfa.com/post-34.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ببینید وقضاوت کنید هر چی ما کوتاه میایم اینا...(نمازجمعه این هفته ی سبزپوش ها)</title>
<link>http://desa.blogfa.com/post-33.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://tabnak.ir/files/fa/news/1388/4/27/33221_186.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://tabnak.ir/files/fa/news/1388/4/26/33215_649.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://tabnak.ir/files/fa/news/1388/4/26/33213_752.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://tabnak.ir/files/fa/news/1388/4/27/33224_318.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://tabnak.ir/files/fa/news/1388/4/26/33208_539.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 19 Jul 2009 14:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=desa&amp;postid=33</comments>
<dc:creator>desa</dc:creator>
<guid>http://desa.blogfa.com/post-33.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مجبوریم برای اتحاد این هفته ...</title>
<link>http://desa.blogfa.com/post-32.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.hashemirafsanjani.ir/include/thum.php?id=1528&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#666666&gt;نمازجمعه این هفته دانشگاه تهران راهاشمی رفسنجانی اقامه می کند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برای حفظ وتحکیم انقلاب اسلامی گرچند راضی به آمدنش نیستیم ولی خود شرکت کرده وتوطئه ها ونقشه های دشمن را بر آب می کنیم ....پس وعده ما جمعه ۲۶ تیرماه نمازجمعه دانشگاه تهران       &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 14 Jul 2009 21:02:51 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=desa&amp;postid=32</comments>
<dc:creator>desa</dc:creator>
<guid>http://desa.blogfa.com/post-32.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آخرین بیانیه مهندس میرحسین موسوی .: بیانیه 10 :.</title>
<link>http://desa.blogfa.com/post-31.aspx</link>
<description>&lt;A href=&quot;http://bozicartoon.com/files/gallery/f179f709ffb44b1fac13f2df9601df8dmoosavifinal2.jpg&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 329px; HEIGHT: 432px&quot; height=2103 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://bozicartoon.com/files/gallery/f179f709ffb44b1fac13f2df9601df8dmoosavifinal2.jpg&quot; width=1024 align=baseline border=0&gt;&lt;/A&gt; 
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=left&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                                               ا&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;نالله و انا الیه راجعون&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;                                             ملت نجیب اما کمی تا قسمتی عجیب ایران&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=left&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;این آخرین بیانیه من است و از این پس با زبان دیگری، شاید انگلیسی با شما سخن&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;بگویم. به من پیغام داده‌اند که فتیله را بکش پایین و کوتاه بیا اما نچ، من آن رگم&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;که بگیرد هیچکس جلودارم نیست. من از حق شما مردم بگذرم، از حق منافقین، چاقوکش‌ها و&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;گروهبان قندلی نمی‌گذرم. من به نشانه اعتراض و وفاداری به آرای شما در مراسم&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;افتتاحیه جام جهانی 2010 در آفریقای‌جنوبی که در ورزشگاه المپیک ژوهانسبورگ برگزار&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;می‌شود شرکت می‌کنم ولی پشتم را می‌کنم به مراسم. این اثرش بیشتر است&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;ای ملت ایران&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;من به این بازداشت‌ها و بازداشت‌هایی که مجددا قرار است بشود و&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;بازداشت‌هایی که قبلا شده و حتی بازداشت‌هایی که نشده کلا اعتراض دارم. از نظر من&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;همه حق دارند به قصد تشویش اذهان عمومی یا به هر قصد و نیت دیگری نشر اکاذیب کنند&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;اینها که هیچ، من حتی به بازداشت قاتل دوچرخه‌سوار، خفاش شب، پلنگ روز، ببرهای&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;تامیل، گوسفندهای مدرسه آلپ، شهلا جاهد و شهرام جزایری اعتراض دارم&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;آهای ملت شریف&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;من به نشانه این اعتراض قصد داشتم یا یک حزب تشکیل دهم یا یک&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;تیم فوتبال. حزب را بی‌خیال شدم و از آنجا که این روزها هر کس از خانه‌اش قهر&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;می‌کند یک تیم در لیگ برتر درست می‌کند، من هم قصد دارم یک تیم درست کنم. اغلب هم&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;از بازیکنان مساله‌دار و مغایر با منشور اخلاقی استفاده می‌کنم. با کاپلو مذاکراتی&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;کرده‌ام که اگر درباره رقم قرارداد به توافق برسیم، پیوستن فابیو کاپلو به تیم قطعی&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;است. البته مشکل دیگری که در راه این قرارداد وجود دارد، این است که کاپلو می‌خواهد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;از همان ایتالیا و با استفاده از اینترنت، تیم را کُچ کند. کاپلو در انتخاب&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;دستیارانش مختار است و ما به او در این باره اختیار تام داده‌ایم&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;ظاهرا کاپلو می‌خواهد از مجتبی محرمی و عابدزاده استفاده کند. ما بنا داریم اگر&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;کاپلو به ایران نیامد خودمان به نزد کاپلو برویم و اگر شد به جای لیگ برتر در «سری&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; A» &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;بازی کنیم که این نیازمند تخصیص منابع لازم است. بازی در«سری&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; A» &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;و مسابقه با&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;حریفانی مثل آث‌میلان، یوونتوس، آ.اس.‌رم، کالیاری، اینترمیلان و اون ترمینال ما را&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;مجبور می‌کند که در فصل یارگیری، با دقت بیشتری عمل کنیم. ما بنا داریم مسی را از&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;بارسلونا، رائول را از رئال، از چلسی دروگبا، از یوونتوس دل‌پیرو، از میلان&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;اینزاگی، نیکبخت واحدی را از تراکتورسازی، امیرشیخ جونی و اکاتا از کوثر لرستان،&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;کاکرو از تیم میوا و ایشی را از تیم شاهین به استخدام دربیاوریم. سعی می‌کنیم تیم&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;را با هزینه بخش خصوصی ببندیم و اسپانسر تیم هم شهرام جزایری است&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;البته با این وضعیت فوتبال، کسی که با پول شخصی به تیمداری روی می‌آورد، مغز&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; […] &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;خورده است ولی خب! یک عده عاشق سرمایه‌گذاری در ورزش هستند و دوست دارند با توسعه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;ورزش قهرمانی، پرچم ایران را در آن بالابالاها به اهتزاز درآورند. شما ببینید،&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;جوانی که می‌آید در استادیوم فوتبال نگاه می‌کند، دست به خیلی از خلاف‌ها مثل کشیدن&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;شیشه، شکستن شیشه و پرت کردن شیشه نوشابه، دلستر و ایستک با طعم‌های مختلف می‌زند و&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;با خالی کردن هیجان خود در ورزشگاه، از نظر روانی، تخلیه می‌شود. در اینجا جا دارد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;خاطرنشان کنم که ما بنا داریم با همکاری بخش خصوصی، سازمان تربیت بدنی و حزب اعتماد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;ملی نخستین ورزشگاه 300 هزار نفری (به تعداد آرای کروبی) را در محلی به وسعت چند&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;هکتار تاسیس کنیم. ما یک هدف کوتاه‌مدت داریم، یک هدف میان‌مدت، یک هدف درازمدت و&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;یک هدف خیلی درازمدت. قهرمانی در «سری&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;A» &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;هدف کوتاه‌مدت ماست. ما بنا داریم با خریدن&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;داور، جرزنی، شعبده‌بازی و جادوگری به این مهم برسیم&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;هدف میان‌مدت ما آزادی بازداشت‌شدگان اخیر و هدف درازمدت ما فتح قله اورست است&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;هدف خیلی درازمدت ما هم رفتن به جام جهانی و دفاع از آبروی فوتبال ایران است. ما به&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;رسیدن به این اهداف فکر می‌کنیم و این کار را با وجود حمایت‌های شما مردم که&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;سرمایه‌های اصلی ورزش ما هستید، بعید نمی‌دانیم. ما حساب عده معدودی تماشاگرنما را&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;از حساب تماشاگران خوب و فهیم‌مان جدا می‌کنیم و البته از زحمات نیروهای نظامی و&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;انتظامی، صداوسیما، نودال، امپکس، اورژانس، آمبولانس، تدارکات و اون یاروها که&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;برانکارد را حمل می‌کنند، تشکر می‌کنیم و اگر اسم کسی از قلم افتاد یا اسم کسی را&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;فراموش کردیم بیاوریم یا اسم طرف یادمان بود اما دلمان نخواست که از وی تشکر کنیم&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;یا هر چی، خلاصه در جوانی پاک بودن شتری است که در خانه هر کسی می‌شود روزی گلستان&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;غم مخور&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 11 Jul 2009 14:10:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=desa&amp;postid=31</comments>
<dc:creator>desa</dc:creator>
<guid>http://desa.blogfa.com/post-31.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
